بی پناه 1385
چهار دختر دانشجو در خانه ای با هم زندگی می کنند و یکی از آنها رفتارهای مشکوک و دردسرسازی دارد که عاقبت مشخص می شود او...
چهار دختر دانشجو در خانه ای با هم زندگی می کنند و یکی از آنها رفتارهای مشکوک و دردسرسازی دارد که عاقبت مشخص می شود او...
این فیلم موضوعی اجتماعی دارد که در قالب طنز روایت می شود که به آرزوها و رویاهای جوانی به اسم بزرگ می پردازد که در رویاهایش خود را به جای افراد دیگر با موقعیت های رویایی خود می گذارد.بزرگ یک دوره گردی است که هنگام خرید ضایعات گوشی کهنه و قدیمی را پیدا می کند که برای او پیامهایی ارسال میشود. او می تواند بی نهایت آرزو کند و با ارسال آنها در موقعیت هایی قرار بگیرد که ارزو داشته است اما این اتفاقات باعث ایجاد موقعیت هایی می شود که داستان اصلی این فیلم را روایت می کند.
بهزاد نویسندهای جوان است که برای نوشتن زندگینامه یک رزمنده که به طرز مرموزی به شهادت رسیده، وارد روستایی در شمال کشور میشود، اما در این روستا کسانی هستند که نمیخواهند راز شهادت برملا شود.
مراسم عروسی زری و محمود به هم میخورد. محمود به خاطر کشیدن چک بی محل به زندان میافتد. زری تلاش خود را برای آزاد کردن همسرش آغاز میکند و در این راه ناخواسته با تعدادی از زنهای خودسرپرست آشنا میشود. اتفاقی که باعث تحول تدریجی زری و تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی، عشق و ازدواج میشود.
ناصر که دلال و واسطه خرید اعضاء بدن انسان می باشد ماموریت پیدا می کند تا برای پدر نادر که در بیمارستان بستری است یک قلب پیدا کند ، ناصر به طور اتفاقی با دختر یکی از بیمارانی که اهدا کننده است آشنا می شود ولی …
داریوش (فرهاد جم) و شیوا (زیبا بروفه) زوج جوانی هستند که در ورطه ورشکستگی قرار دارند و شیوا برای کمک مالی به کیانی (رضا رویگری)که از اقوام شوهرش است رو میآورد و کمکم داریوش به واسطه کیانی به قاچاق کالا دست میزند.
امیرحسین مدیر یک شرکت پخش دارویی است که متعلق به همایون فرزین میباشد. امیرحسین از کودکی در خانه همایون فرزین بزرگ شدهاست و عاشق آیدا دختر فرزین است. پسر فرزین که از امیرحسین کینه به دل دارد و رابطهاش با پدرش خوب نیست و به کمک دوستانش از شرکت پدرش دزدی میکند که در حین آن امیرحسین سر میرسد و با ضربه دزدان به کما میرود و سعی میکنند جسد او را در مکانی دور از بین ببرند. شواهد و مدارک دزدی علیه امیرحسین گواهی میدهد. اما روح او که اکنون از جسمش جدا شده با حضور در رویاهای آیدا، دختر فرزین و معشوقه خودش سعی میکند آنان را مطلع سازد که در گندمزاری در ۵ کیلومتری بهشت زهرا در حال مرگ است، نهایتاً امیرحسین با کمک روح دختری به نام مینا که در حال زندگی نباتی است، آیدا را از محل جسدش باخبر میسازد و با انتقال به بیمارستان نجات مییابد. در این میان همایون فرزین پدر آیدا نیز بر اثر سکته قلبی میمیرد و روحش آیدا و همسرش را به امیرحسین میسپارد. امیرحسین هم پس از آن که بهبود مییابد نزد والدین مینا رفته و با دادن نشانیهایی از او آنان را قانع میکند که اعضای بدن دخترشان را که خودکشی کردهاست، اهدا کنند.مینا نیز که شاد است به خواب امیرحسین آمده و از او تشکر میکند.
فیلم کات کلانتری، داستان پسر جوانی به اسم «جواد» را روایت میکند که فیلمبردار مجالس عروسی است اما به خاطر نداشتن مجوز و خرابکاریهای گوناگون، درگیر ماجراهایی می شود که …