برچسب نعیمه نظام دوست

شب عید 1396

داستان خانواده‌هایی را روایت می‌کند که برای تفریح در ایام نوروز به شهر مشهد سفر می‌کنند؛ اما در این میان ماجراهای جالبی برای آن‌ها رخ می‌دهد و به گونه‌ای داستان این خانواده‌ها در قسمتی از فیلم به یکدیگر مرتبط می‌شود. فیلمبرداری این فیلم در مشهد بود.

توفیق اجباری 1386

رضا گلزار كه ستاره محبوب جوان ها در سينماست، به تازگي با درخواست همسرش سيمين و به رغم علاقه اي كه هنوز ميان آنها وجود دارد، از هم جدا شده اند. برادر سيمين، عطا كه دوست رضاست و كليدهاي متعدد خانه را دارد، همچنان رابطه اش را حفظ كرده و رفت و آمد مي كند و در عين حال براي سيمين خبر مي برد. دوستان سيمين هم به نوعي درگير ماجرايند. ليدا كه يك وكيل ضد مرد است، در پي تنبيه هر چه بيشتر رضا و ادامه جدايي‌ست و مهريه سيمين و دو دانگي كه از خانه سهيم است، بهانه خوبي براي ليدا است تا سيمين را تحريك و تشويق به انتقام از رضا كند.

دوستش بيتا كه شيفته گلزار است، همه كار مي كنند تا به او نزديك شود اما با بي اعتنايي او روبرو مي شود. دوست ديگرشان فرنگيس بيشتر دل در گرو عطا دارد و حواسش به اوست. همزمان با اين ماجراها، دختر جواني كه نام او هم سيمين است و از بستگان همسايه پير طبقه بالايي‌ست از فرنگ سر مي رسد. موقعي كه روز قبل، زن و شوهر پير طبقه بالا براي شركت در مراسم ختمي رفته اند و مهمان نيامده خود را به گلزار سپرده اند، رفتار سيمين دوم به فراخور كشوري كه در آنجا زندگي كرده، صميمانه تر از حد انتظار و عرف است. سيمين اول خبردار مي شود و به بهانه هاي مكرر وارد خانه مي شود و اعلام موجوديت مي كند.

سرانجام پس از آنكه سيمين دوم به حساسيت ماجرا پي مي برد، در پي حادثه اي اتفاقي براي سيمين اول، به صورت پنهاني با او همكاري مي كند تا زندگي مشتركشان سربگيرد. با طرح و اجراي دروغين حاملگي سيمين اول، گلزار كه عاشق بچه است متحول مي شود اما چند قدم مانده به شروع دوباره، به گونه اي تصادفي متوجه دروغ بودن ماجرا شده و عصباني و دل شكسته، عازم مكان خلوتي در شمال مي شود. با يادآوري فرنگيس، سيمين اول نيز به همان جا مي رود و تصادفي حرف هاي گلزار را با كودك فال فروش مي شنود، كه چقدر همسرش را دوست دارد. آنها سرانجام آشتي مي كنند و در راه بازگشت، نشانه اي ديده مي شود كه اين بار گويا واقعاً فرزندي در راه دارد.

سن پترزبورگ 1388

دو خلافکار خرده‌پا از وجود گنجی با کلید عقاب دو سر که میراث تزار روسیه است، با خبر می‌شوند. هر دو در تلاش برای به دست آوردن گنج با اتفاقاتی روبه رو می‌شوند.

آذر شهدخت پرویز و دیگران 1392

بازيگري معروف (مهدي فخيم زاده) که سال ها در سينما کار کرده از اين که همسرش بازيگري در سينما را به شکلي حرفه اي ادامه دهد ناراضي است و اين باعث اختلاف آنها مي شود. سفر دختر جوان خانواده (مرجان شيرمحمدي) به ايران و مشکلاتي که با همسرش داشته خانواده را دور هم جمع مي کند. آذر (مرجان شيرمحمدي) در اقامت در عمارت خانوادگي و اتفاقي با مردي جوان (رامبد جوان) آشنا مي شود و تصميم به ماندن مي گيرد.

دلداده 1387

در یک ساختمان بزرگ همسایه‌ها متوجه می‌شنود که دختر ثروتمندی به نام عسل قصد دارد پس از سالها از امریکا به ایران بازگردد و با یک جوان ایرانی ازدواج کند. تمام جوانان مجرد ساختمان به قصد دستیابی به ثروت خانوادگی عسل و همچنین اقامت امریکا تصمیم میگیرند هرطور شده دل عسل را بدست آورده و با او ازدواج کنند. بنابراین رقابت سختی بین جوانان مجرد ساختمان شکل می گیرد. تنها کسی که علاقه‌ای به این بازی ندارد جوان خجالتی و خودساخته‌ای به نام جواد است. اما مجموعه‌ای از اتفاقات باعث می شود که جواد بیشتر از همه درگیر این ماجرا شود...

شوریده 1383

دختر جواني به نام «سرير» دست به خودكشي مي زند. دكتر مهيار مروي به مداواي او مي پردازد و سعي مي كند تا به علل اين حادثه پي ببرد كه درگير حوادث ناخواسته اين مي شود و....