برچسب نسرین نکیسا

از حیاط پردرخت کودکی تا آزادی در دل اوبا؛ صفا و صمیمیت زندگی عشایری در کلام نسرین نکیسا با گویش شیرین قشقایی

ساعدنیوز: نسرین نکیسا، بازیگر مطرح سینما و تلویزیون، در گفتگو با رسانه «یول» با یادآوری خاطرات کودکی و ارتباط عاطفی خود با عشایر قشقایی، از نقش پررنگ اصالت و ریشه‌ها در شکل‌گیری شخصیت انسان سخن گفت.

متولد آوریل 1405

داستان این مجموعه با زندگی جوانی نخبه به نام سیاوش آغاز می‌شود که در آستانه ازدواج و مهاجرت قرار دارد، اما آشنایی او با شخصیت و زندگی شهید کمال کورسل، نخستین شهید فرانسوی دفاع مقدس، مسیر زندگی و نگرش او را دگرگون می‌کند.

صدای قلب من 1405

سریال" صدای قلب من" روایتی احساسی و تأمل‌برانگیز از عشق، انتظار، ایمان، رذالت و اصالت انسانی را در قالبی داستانی و امروزی به تصویر می‌کشد. این مجموعه با تمرکز بر فراز و فرودهای زندگی و آزمون‌های دشوار انسان، بر این باور تأکید می‌کند که پایان تاریکی، روشنایی است؛ به شرط صبر و پایداری.

گذرگاه 1405

محسن حقیقت بعد از ۱۰ سال ناصر بهجت را که در سال ۵۷ مامور شهربانی بوده و طی تحقیق در مورد قتل یک خان در روستایی اطراف کرمانشاه به مدارکی در مورد زمین خواری دست پیدا کرده بود و از همان زمان ناپدید شده بود را پیدا می‌کند.

بهار شیراز 1404

داستان «بهار شیراز» در شهر شیراز و در بستر زندگی خانواده‌ای ریشه‌دار جریان دارد؛ خانواده «نادر معدل» و همسرش، پوران نظافت که با فرزندان و اطرافیانشان، درگیر موقعیت‌هایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز می‌شوند. روایت‌ها از دل روابط خانوادگی بیرون می‌آیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوست‌داشتنی از زندگی ایرانی ترسیم می‌کند.

زمانی برای ایستادن 1390

این فیلم داستان سه مرد جوان را روایت میکند که بر اثر اتفاقی به هم می رسند و بر اثر یک اشتباه کوچک زندگی شان به یکدیگر گره می‌خورد و آنها در صدد برمی آیند مشکل را برطرف کنند.

پلاک 114 1401

طاهر بیکار است و کارش پرورش کبوتر است. یکی از بهترین کبوترهایش را نام طوقی را برای رقابت با کبوتران دیگر در مسابقه شرکت می دهد. او مبلغی پول برای شرکت در مسابقه داده است. به امید این که برنده شود و 40 میلیون جایزه را از آن خودش کند. از آن طرف طاهر پول مسابقه از گنجه خانه برداشته است. آن پول متعلق به قرعه کشی زنان محل است که به امانت دست مادر طاهر می باشد. طیبه خواهر طاهر وقتی از برادرش می شوند که پول را از گنجه برداشته خیلی ناراحت می شود. زیرا همان روز قرعه کشی دارند و باید پول را به برنده قرعه کشی بدهند. طاهر به خواهرش می گوید مادرشان متوجه نشود تا بتواند هرچه زودتر پول را جورکند. کبوترش در حین پرواز به یک پهباد برخورد کرده و زخمی می شود. او به دنبال کبوتر راهی خیابان می شود تا به خانه حاج آقا سیدرضا می رسد. زنگ خانه را به صدا در می آورد کسی جواب نمی دهد. تا این که همسایه به او می گوید که حال مادر سید خوب نبوده و او به شهرستان رفته است. طاهر به ناچار برای یافتن کبوتر طوقی اش از روی دیوار وارد خانه سید رضا می شود. با ورود به خانه وسوسه می شود و ...