روح الله 1391
این سریال برگرفته از زندگی شخصی و خصوصی امام خمینی (ره) است.
این سریال برگرفته از زندگی شخصی و خصوصی امام خمینی (ره) است.
راز پنهان داستان مردی است متأهل، که به علت دوستان نابابی که در جوانی و دوران دانشجویی داشته، آلوده به خلافکاری و پولشویی میشود. وی در ادامه در اثر یک تصادف حافظه خود را از دست میدهد.
مرد جوانی که در کودکی توسط خانواده ای آلمانی به فرزندخواندگی پذیرفته و نزد آنان بزرگ شدهاست، از آلمان به زادگاهش ایران بازمیگردد تا خانواده واقعی خود را پیدا کند.
جلسه خانم ها در تعاونی مستقل بانوان تشکیل شده و شقایق مدیرعامل این تعاونی برای ساخت یک مجتمع پزشکی تخصصی کودکان احتیاج به پول بیشتری پیدا می کند. همسر شقایق، سیاوش، امتحان دوره تخصصی دکترا را در پیش دارد، اما شقایق کارهای خانه را بر عهده او می گذارد. سیاوش اعتراض می کند، اما شقایق فکر می کند ...
يك زوج جوان عكاس براي برگزاري نمايشگاه عكس آثار و ابنيه باستاني، به اصفهان سفر مي كنند. آن ها در اين سفر ناخواسته وارد درگيري سارقان اشياء عتيقه مي شوند. در اين بين پليس با تحت نظر گرفتن زوج جوان موفق مي شود كه عوامل دزدي اشياء عقيقه را شناسايي و دستگير كنند.
خبرنگاري به نام ندا افشاري كه در بخش حوادث روزنامه كار مي كند، هنگام تهيه گزارش توسط چند زن خياباني مورد حمله قرار مي گيرد و كشته مي شود. همان شب دختري به نام غوغا از زندان فرار مي كند و اتوموبيل پسري به نام رضا را مي دزدد، اما رضا كه به غوغا علاقه مند شده مصرانه پيگير زندگي غوغا است. غوغا به طور اتفاقي عكس و خبر قتل ندا افشاري را در روزنامه مي بيند و به شباهتي كه ميان آنها وجود دارد شك مي كند و آنقدر كنجكاوي مي كند تا بالاخره پي مي برد او و ندا خواهران دوقلو هستند، اما در كودكي او را دزديده اند. غوغا تصميم مي گيرد انتقام قتل خواهرش را از زنان خياباني بگيرد. او شبانه در خيابان ها و محل رفت و آمد خواهرش مي رود و تك تك قاتلان را شناسايي مي كند و با كمك رضا و همسر ندا آنها را مي كشد. سردسته گروه قاتلان، معروف به «دراكولا» كه در طبقه آخر يك برج اقامت دارد در مقابل غوغا مقاومت مي كند، اما غوغا در نهايت او را خفه مي كند و سپس برج را منفجر مي كند. در حالي كه هم رضا و هم شوهر سابق ندا مايل به ازدواج با غوغا هستند، او خود را به مسؤولان معرفي مي كند.
فيلم به معضل بزهكاري جوانان مي پردازد و در مورد تكثير و توزيع فيلم هاي غيراخلاقي توسط جوان ها است.
یک زوج جوان برای عبور از مرز احتیاج به پول دارند. آنها تصمیم میگیرند یک بازیگر سینما را بدزدند و در یک روز بارانی، آنها تصمیم خود را عملی میکنند. در خانهای در شمال کشور، او را زندانی کرده و به او میگویند که با مادرش تماس گرفته و به او بگوید پنجاه میلیون تومان پول آماده کند.