برچسب نسخه اندروید

دانلود آهنگ محسن چاوشی به رسم یادگاری

متن آهنگ به رسم یادگاری از محسن چاوشی

نشد با شاخه هام بغل کنم تورو نشد نشد نشد برو برو برو
اراده داشتم بدون کاشتن که عادتت بدم به ریشه داشتن
که عادتت بدم یه گوشه بند شی به مبتلا شدن علاقه مند شی
نشد که از دلم جدا کنم تورو نشد نشد گلم برو برو برو
نشد که بی دهن صدا کنم تورو تمام حرف من برو برو برو
قدیما هر گلی شناسنامه داشت تموم میشدو بازم ادامه داشت
تو شیشه ی گلاب تو شعر شاعرا تو گل فروشیا تو جیب عابرا
همون کسا که از تو باغچه چیدنت توی خیالشون ادامه میدنت
نشد که از دلم جدا کنم تورو نشد نشد گلم برو برو برو
نشد که بی دهن صدا کنم تورو تمام حرف من برو برو برو
تو داری از خودت فرار میکنی داری با ریشه هات چیکار میکنی
برو برو ولی به رسم یادگار شناسنامه تو تو خونه جا بذار
برو برو ولی به رسم یادگار شناسنامه تو تو خونه جا بذار
برو به رسم یادگار شناسنامه تو تو خونه جا بذار

دانلود آهنگ محسن چاوشی جنون

متن آهنگ جنون از محسن چاوشی

دوباره وقتشه جنون بگیرن قرار مادرا زبون بگیرن
صدا زدن دوباره مادرارو عکس بیارن استخون بگیرن
صدا زدن که بعد از این همه سال دوباره داغ بچشو ببینه
یه دست لباسشو بدن به دستش بگن تموم بچتون همینه
این مادرا تمامشون یه عمره از بچه هاشون یه نشون ندارن
دوباره اومدن به این هوا که قبول کنن دیگه جوون ندارن
از ما یکیمون از خودش نپرسید از این همه جوون چرا نشون نیست
چجوری خونشونو پیدا کنن وقتی پلاکشونو یادشون نیست
دوباره وقتشه جنون بگیریم برای مادرا زبون بگیریم
بریم تو صف به جای بچه هاشون سه چار تا تیکه استخون بگیریم

دانلود آهنگ محسن چاوشی یاد چشم تو میوفتم

متن آهنگ یاد چشم تو میوفتم از محسن چاوشی

لخته لخته لخته خون میچکه از جون و تنم
شعله شعله شعله ور شد همه جای بدنم
بس که پامال ستم شد دل وامونده ی من
مث بازوی کتک خورده کبوده کفنم
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم
یاد چشم تو میوفتم جگرم میسوزه
یاد چشم تو میوفتم نفسم میگیره
نفس من که هلاک نفساتن سهله
نفس مرغای کنج قفسم میگیره
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم
یاد چشم تو میوفتم جگرم میسوزه
یاد چشم تو میوفتم نفسم میگیره
دیگه هر تنگ غروب این دل مجنون تنهاست
میگه اون غمزه و اون عشوه و اون خنده کجاست
تو که رفتی پی کارت دل بی صاحب مردم
مث برگای خزون همسفر باد هواس
مث خورشید غروبم خفه ام دلگیرم
از خودم از همه از عشق از انسان سیرم
ولی با این همه با یاد تو و خنده ی تو
نفس آخرمو میکشم و میمیرم
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم بستم
آخ چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم
یاد چشم تو میوفتم جگرم میسوزه
یاد چشم تو میوفتم نفسم میگیره