دانلود آهنگ ناصر زینعلی غنیمت (نسخه الکترونیک)
متن آهنگ غنیمت از ناصر زینعلی
این حقیقته که تو بودنت تو زندگیم غنیمته یه نفر اینجا تو نبودنت اذیته
اینکه چشماتو ببندی رو همه وظیفته .
این حقیقته که تو بودنت تو زندگیم غنیمته یه نفر اینجا تو نبودنت اذیته
اینکه چشماتو ببندی رو همه وظیفته .
همه حرف من اینه
که تو دلِّ منی بت
نگاه میکنم میره
دلم مثل همیشه
پایه ثابتمی تو و
اصن عشق یعنی تو
میخواستم مال من شی
ببین تهشم همین شد
بس ماهی تو از بس
شدی عشق مقدس
شدی آروم جون کسی که کلی خستس
همه حرف من اینه
که تو دلِّ منی بت
نگاه میکنم میره
دلم مثل همیشه
همه حرف من اینه
که تو دلِّ منی بت
نگاه میکنم میره
دلم مثل همیشه
عمرا مث تو باشه
یا اصلا مث من عاشق
و هستم کی مث ما
پای حرفاشه
پرته به توعه حواسم
میده عطرتو لباسم
ای کاش که بمونی واسم
عشقم
همه حرف من اینه
که تو دلِّ منی بت
نگاه میکنم میره
دلم مثل همیشه
همه حرف من اینه
که تو دلِّ منی بت
نگاه میکنم میره
دلم مثل همیشه
تا کجا پای تو بجنگم ، ببازم
بزنی به دلمو سنگر شه بازم
خونه بدون تو جهنم شه واسم
با دست خالی چیو اصلا بسازم
**
بردارش این تبرو از تن من
چی داره واسه تو شکستن من
واسه یبارم که شده
به خودت بیا دیگه بسمه من
_
یه شب آروم بی تو نگذشت
چی ازت موند واسه من تهش
قلبم هرجایی که رفتی
با تو اومد ، بی تو برگشت
با غم انگیز ترین حالتِ قلبم
در دلِ طوفان زده ام
با نفس گیر ترین بغضِ گلویم
در دلِ باران زده ام
تو دیدی و از دیده ی من
چو نوری در آفاق گذشتی
تو غم بودی و در پوسته ی اشک
با مژه هایم پینه بستی
به گمانم که نبودی تو از خلقِ خدا
غیر از این بود غریبی نمیکرد دلِ ما
من هوای گریه دارم
تو کجایی تو کجایی؟
آشفته حالم و شدم دلتنگِ چشمانت
تو چرا شکستی آخر عهد و پیمانت
بی تو بیمارم و بی تو حیرانم
ز عشق گریزانم
ای وای دیدم تو رو در خواب
دوری پریشانم، پریشانم…
به گمانم که نبودی تو از خلقِ خدا
غیر از این بود غریبی نمیکرد دلِ ما
من هوای گریه دارم
تو کجایی تو کجایی؟
دریا به دریا آمدم
تا در کنار عشق تو
پهلو بگیرم
لطفا نگاهم کن
اگر من را نبینی
تا ابد جایی نمیرم
آغوشت را باز کن
ای ساحل رو به غروبم
آشوب آشوبم ولی
وقتی کنارم باشی خوبم
از تو چه پنهان که دلم
پیش شما گیر است
این دل دیوانه
به چشمان تو زنجیر است
از تو چه پنهان
که به دریای تو افتادم
جان به لبم کردی از آنکه
به تو دل دادم
از تو چه پنهان
که دلم پیش شما گیر است
این دل دیوانه
به چشمان تو زنجیر است
از تو چه پنهان
که به دریای تو افتادم
جان به لبم کردی
از آنکه به تو دل دادم
غرق چشمانت شدم
جانم به لب آمد ندیدی
آمدی من مرده بودم
بی وفا حالا رسیدی
از همه دورم ولی
عشق تورا درسینه دارم
تو بگو عاشق شدی
من دردلم آیینه دارم
از تو چه پنهان که دلم
پیش شما گیر است
این دل دیوانه
به چشمان تو زنجیر است
از تو چه پنهان
که به دریای تو افتادم
جان به لبم کردی از آنکه
به تودل دادم
راهی به آغوشت واسم وا کن
وقتی هراس شب احاطه م کرد
وقتی هجوم سایه ی تردید
به هق هق خاموش دچارم کرد
خاموش شد دنیای من از تو
روی تنم نجواتو جاری کن
بوی بهار میریزه از موهات
پاییز دستامو بهاری کن
آغوش تو پایان راهم نیست
آغاز فصل همسفر بودن
آغازِ بی پایان کنار توست
پایان عمری در به در بودن
تو مقصد تنهاییهام هستی
دلشورههامو در تو گم کردم
پلهامو پشت سر شکستم من
از این سفر بر نمیگردم من