برچسب نسخه آی او اس

دانلود آهنگ محمد بیباک به نام اضافی

متن آهنگ اضافی از محمد بیباک

اضافی رو مغزم مثل یه تیکه لخته خون
من کارم دور از هر ادمی پرسه بود
حرف زدی گوش نمیکردم میدادم سر تکون
با تو گذشت بد گذشت سه فصلمون
سبز و گرم و زردمون ولی خب زمستون اومد
وقتی رابطمون طلسم بود خوب اومد
خوش اومد خوشم اومد ترکوند
سرد شدم من خودمم سعی نکردم فرق کنم
فقط یادم رفت ادم هس به اندازه کافی دورم و محمد واقعا رفت
تو کتت نمیره فاجعس که بازم کاری نشد بکنی یادت نمیره
هر چی خاطرس با من داری خوشحالم میگیرم سرم بالا
که پاهام هیچ وقت کج نرفت ولی تو کج بزرگ شدی
همینه دلیل رفتنم من همینم عوض نمیشم تو بمونا که میگی باهات مچ ترن

ببین خودت همین قفل بازی هات و پاشو جمع کن سوقاتی هات و
نمیگیره کسی خود راضی جات و تو با تو
نمیشه حرف زد انگاری با تو خستم از داستان تکراری ها تو
تو هم صبح با این فکرا بیدار شو تو با تو با تو

میدونی نوشتن خیلی سخته درباره تو
چون من خیلی وقته سعی کردم فراموش کنم
حرکاتت و رفتارت و مثل هم دهیات خنده داره افکار تو
فقط میاد سر صدات با یه منطق خنده دار
کم نمیاری تو بحث ها دورت شلوغ تو عکسات
منم حال میکردم تک تر باشم از تجدیدی تو درسا
پس دیدی رو اعصابی پس دیدی رو اعصابی
روزایی که با تو بود اره پر آتو بود
من هی چشم پوشی میکردم ولی تو هم فقط هارت و پورت
تو جنگ نبودی ولی دورت پره ناتو بود
تو سنگ که بودی کسی نیمیگره جات و زود
چون اگه بخوام سر پا باشم ترجیح میدم تنها باشم
به همه بگو که من باعث کم کاریشم من رفتم
ببین فاز من چی شد سختته
یادته میگفتم تو نبودنم میفهمی ارزشم وقتشه رد بشم

ببین خودت همین قفل بازی هات و پاشو جمع کن سوقاتی هات و
نمیگیره کسی خود راضی جات و تو با تو
نمیشه حرف زد انگاری با تو خستم از داستان تکراری ها تو
تو هم صبح با این فکرا بیدار شو تو با تو با تو

دانلود آهنگ میلاد بابایی و علیرضا آذر به نام اثر انگشت

متن آهنگ اثر انگشت از میلاد بابایی , علیرضا آذر

روز میلاد من است امدم دست کشم به سرو گوش عرق کرده ی دنیای خودم
قول دادم که در این شعر فقط خود باشم
تا خودم با همه خود باشمو تنهای خودم
رد انگشت تو بر سینه ی سیبست هنوز
من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم
بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تنو جای کمربند شدم
شک نکن بی من از این وضع گذر خواهی کرد
به نشانی که نمانده است بدنم فکر نکن
من که ازمنطق و دستور حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن
باز با این همه هروقت غمی شیه کشی
من همین نبش کنارو چمنم فکر نکن

قول دادم که در اندیشه خود حبس شوم/دل به بالاو بلندای خیالی ندهم
دوست دارم که خودم پشت خودم باشمو بس/به تن هیچ عقابی پرو بالی ندهم
تو که رفتی پی تابو تپش رود برو/به قدمهای اسیر لجنم فکر نکن
من به دستان خودم گور خودم را کنده ام/به پذیرای دفنو کفنم فکر نکن
من محالم تو به ممکن شدنم فکر نکن/و به آلودگی پیرهنم فکر نکن
گرچه رو زخمیمو دست کجو تند زبان/به سرو صورتو دستو دهنم فکر نکن
تو که از منزل منقل تبر آوردی باز/هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن
بخت نامرد بزن بد به دلت راه نده/به غم انگیزی فرزندو زنم فکر نکن

نفسی تازه کنو اره بکش/شاخه بریز به غم جوجه کلاغی که منم
فکر نکن شکن نکن بی من از ورته گذر خواهی کرد
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که ازمنطق و دستور حقیقت گفتم/به مضامین مجازی تنم فکر نکن
باز با این همه هروقت غمی شیه کشی/من همین نبش کنارو چمنم فکر نکن

یا که خاکی به سر آیینه ی بکر کنید
یا از این جا به غبار سخنم فکر کنید
شانه بر شانه ی هم پشت به هم ساییدن
خورده شن ها صفو صف پشت هم انبوه شدن
مثل واگیرترین حادثه دورم کردن
قطعه های بدنم بافتی از کوه شدن
قد کشیدم سر دوشم به لب ابر رسید
سر براوردمو دیدم که چقدر اروندم
عهد کردم که اگر پای کسی فتحم کرد
قامتش را سر سبابه ی خود میبندم
عهد کردم که اگر دست کسی لمسم کرد
کولی دشت شوم معرکه آغاز کنم
در دلم آهن تف دیده بسیاری هست
وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم
آنچنان مست کنم روح بچرخد در من
آنچنان نعره زنم سقف زمین چاک شود

آنچان شانه بلرزانمو هی هی بکنم که برای همه دشت خطرناک شود
این تهوع که مرا هست تورا خواهند کشت

آنچه من خورده ام از حد خودم بیشتر است/میرود بمب دلم فاجعه آغاز کند
هر کسی دورتر از عاقبت اندیشتر است/ناگهان شد که زمین نبض جنونش زدو بعد
خونم از حلق بجوش آمدو نابود شدم/در جهانی که پر از فرضیه های شدن است
واقعا سوختمو باختمو دود شدم/آن که جان کندو خطر کردو به بالا نرسید
آن که دائم هوس سوختن ما میکرد/آنکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید
کاش می آمدو از دور تماشا میکرد/زیر خاکسترم انگار دری باز شدو

ساقه ی سیب شدم حسرت حوا برخواست

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک/گردو خاک از لبه ی اقد سریا برخواست
شاخه در شاخه فریبم سبدی سیب به چه/دامنی از تب گندم ببرو نانش کن
با سکوتی که تو داری سر زا میمیری/بغض اندوخته را لو بده عصیانش کن
شاخه هایم هوس پنجه ی چیدن دارند/من درختم تو به اندازه ی من انساسی
من اسیرم تو برو شاخ زمین را بشکن/گور بابای سرو این همه سرگردانی
منطق جاذبه در فلسفه اش پنهان بود/تا که تقدیر به دستان من افتاد از دست
جذبه ی ذهن زمین زیر معما میماند/پاسخ از دامن بود اگر کشفی هست
میوه از دامن من بود اگر روزهو بود/آدم از وسوسه افتاد زمین انسان شد
اه اگر سیب نبود عشق چه باید میکرد/من رسیدم که دل از بند دل آویزان شد

رد انگشت تو بر سینه ی سیبست هنوز
من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم
بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تنو جای کمربند شدم

رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم/شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد
موج کف کرده طوفانیو بی ماهو نگاه/دل به این ورتک تاریک سپردن دارد
رد انگشت تو بر گودی فنجان من است
از کجا دست به آینده ی فالم بردی/همه دیدن که یک سیب معلق دارم
لعنتی پیش خودم زیر سوالم بردی/رد انگشت تو بر پیرهن پاره ی من
بر تنم جز اثر مرگ مگر چیزی هست/در لباسی که از این معرکه ها میگذرد
سایه ی بی سرو پاییست اگر چیزی هست/رد انگشت تو بر حلق منو حلق خودت
هر دوتامان سر کیفیم که مرگ آمده است/کفن گرم به تن کن که در این قبر غریب

تکست آهنگ اثر انگشت علیرضا آذر
پیش پای منو تو باز تگرگ آمده است
پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم
رو به رو بودن با عشق جگر میخواهد
این قمار عاقبتش جان مرا میبازد
با تو سرشاخ شدن دست قدر میخواهد
زنده ام هر چه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری
زخم ازاین تیغو تبر تا بخواهی خورده ام
عشق من اره ی تن تیز تری هم داری
تندو کندی همه ی مسله این است فقط
خنجرت کندو عجولی که رگی باز کنی

مثل پایان غم انگیزترین کرم جهان/سعی داری که پس از مرگ خود اغاز کنی
مثل گاوی که زمین خورد خودم را خوردم/تو در اندیشه آن پیله به خود چسبیدی
قصه از کوه به این گاو رسیده/تو بگو غیر پروانه شدن خواب چه چیزی دیدی
پای در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد/قد پاهای خودت کفش به پا کن گل من
فکر هم زیستیی با من بیگانه نباش/جا برای خود من باز نکرد آغل من
نره گاوی که در اندیشه ی نوشخار خود است/پای بشقاب هزاران زن هندو خوابید
گاو کف کرده و خورناز کش قصه شدم/تا دهانو شکمی هست مرا در یابید
شقه هایم سر میخ است به آتش بکشید/زیر خاکستر این شعر کبابش بکنید
این بطی را که به دستان خودم ساخته ام/مفصل از هم به درآریدو خرابش بکنید

زیر خاکستر این شعر کبابم بکنید
مابقی را بگزارید که سگها ببرند
مردهایی که به دل حسرت دختر دارند
شاخ ها را بفروشندو عروسک بخرند
نره گاوی که منم پای خودم مسلخ من
گوشه ی لیز همین ذهن زمین خواهم خورد
ترسم این است اگر جبر به ماندن باشد
مرگ بی حوصله از یاد مرا خواهد برد
ترسم این بود همان بر سر شعرم آمد
سینه ی کوه و تن باغ خیابان شده بود
کوه و حیوانو درختان همه خاموش شدند
وقت سوسو زدن حسرت انسان شده بود
قدسیان بر سر هم صحبتی ام چانه زندند
بوسه بر قامت این نوبر بیگانه زده اند
ریسه از تاک کشیدندو به کاشانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند
گم شدم پرت شدم تار تنیدم به سکوت
تشنه کف کرده و تف دیده در عمق برهوت
ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت
ساکنان حرم سترو عفاف ملکوت
با من راه نشین باده ی مستانه زدند
من بد آورده دنیای پر از بیمو امید
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید
سیب ممنوعه به چنگ آمدو دستانت چید
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه ی کار به نام منه دیووانه زدند
وقت لب بستن خود هم همه را عذر بنه
سگ که با گرگ بجوشد رمه را عذر بده
حقو ناحق شدن محکمه را عذر بنه
جنگ هفتادو دو ۷۲ ملت همه را عذر بنه
چون ندیده اند حقیقت ره افسانه زدند
آخ اگر زودتر از من به زمین می افتاد
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد
دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
شکر آنرا که میان من او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساقر شکرانه زدند
گرچه خوب است که با شعله بپیوندد شمع
بی حضور نفس نور نمیگندد شمع
پای دل را به دلی سوخته میبندد شمع
آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع
آتش آن است که در خرمنه پروانه زدند
من سوالم پر پرسیدن بی هیچ جواب
مرده شور شبو روز منو این حال خراب
دل به دریاچه ی حافظ زدم از ترس سراب
کس چو حافظ نه کشید از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلبم شانه زدند
مثل من چشم به قلاب جهانت داری
ماهی کوچک گندیده دریاچه ی شور
مثل من منتظر تلخ ترین ثانیه ای
جغد ویرانه نشین بوف زمین خورده ی کور
گرچه دستان تو سیب از وسط خاطره چید
گرچه از خون خودم خوردیو فتحم کردی
شانه بر شاخ کشیدیو شکستم دادی
هر بلایی که دلت خواست سرم آوردی
گرجه داغم زده ای باز زنیت داری
پرچم عشق همین گوشه ی پیراهن توست
من که آبستن دنیای پر از تشویشم
خوشبحال تو که آسودگی آبستن توست

دانلود آهنگ حامد زمانی به نام آخرین قدم

متن آهنگ آخرین قدم از حامد زمانی

این آخرین قدم برایه دیدنت
این آخرین پله واسه رسیدنت
این آخرین نفس کشیدنم برایه تو
این آخرین تو رو ندیدنم برایه تو
برای آخرین نفس بخون ترانه ای
که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای
که میشه از تو رد شدو نظر به جاده کرد
که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد
بیا و پر بکش پریدنت مقدسه
همین یه بار دیدنم برایه من بسه
بگو که باید از تو رد شدو دلو ندید
باید بریدو پر زدو به آسمون رسید
صدا بزن منو که بار آخره
بذار ببینمت قرار آخره
برایه بار آخرم شده فقط بخند
بخندو چشمایه قشنگتو به روم ببند
بیا به جرم عاشقی بکش منو نرو
نگاه کن این تن نحیفو زارو خسته رو
تو رو به جونه خاطراته خوبون بمون
تو رو به جونه خاطرات تلخمون نرو
بیا و راحتم کن از نگاه آدما
نذار بگیره دامنم رو آه آدما
بگو چرا باید بسوزه لحظه های من
به خاطر نگاه اشتباه آدما
برای آخرین نفس بخون ترانه ای
که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای
که میشه از تو رد شدو نظر به جاده کرد
که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد
بیا و پر بکش پریدنت مقدسه
همین یه بار دیدنم برایه من بسه
بگو که باید از تو رد شدو دلو ندید
باید بریدو پر زدو به آسمون رسید

دانلود ریمیکس اددی عطار به نام سرگردون

متن آهنگ سرگردون ( ریمیکس ) از اددی عطار

باید اینجا بودی بغلت میکردم با عشقت سر میکردم
هر وقت تنها موندم با خودم با دنیام لج کردم بدتر کردم
چشماتو میبندی روی من وقتی که حرفاتو باور کردم
دنیاتو تعطیل کن واسه من چند ساعت برگرد و آرومم کن
بی تو قلبم شاید نرسه تا فردا کمبوده این دیوونه
کاش جای من بودی منو میفهمیدی احساسم سرگردونه
من دور از تو حالمو نمیفهمم
وقتی دلتنگم با خودمم بی رحمم
من رو حرفات رو نفسم حساسم
تو که بد میشی خودمو نمیشناسم
من دور از تو حالمو نمیفهمم
وقتی دلتنگم با خودمم بی رحمم
من رو حرفات رو نفسم حساسم
تو که بد میشی خودمو نمیشناسم

دنیاتو تعطیل کن واسه من چند ساعت برگرد و آرومم کن
بی تو قلبم شاید نرسه تا فردا کمبوده این دیوونه
کاش جای من بودی منو میفهمیدی احساسم سرگردونه
من دور از تو حالمو نمیفهمم
وقتی دلتنگم با خودمم بی رحمم
من رو حرفات رو نفسم حساسم
تو که بد میشی خودمو نمیشناسم
من دور از تو حالمو نمیفهمم
وقتی دلتنگم با خودمم بی رحمم
من رو حرفات رو نفسم حساسم
تو که بد میشی خودمو نمیشناسم

دانلود آهنگ مهدی شکوهی به نام جمعه های دلگیر

متن آهنگ جمعه های دلگیر از مهدی شکوهی

آه دلم ببین اشکمو جمعه های دلگیرمو
چشم به راه تو شبای تار کاش تموم شه این انتظار
خسته ام از دنیا کجایی آه پس بیا
گریه کن دلم آروم با ستاره ها امروزم تموم شدو
نیومد چرا چرا دریا شده چشام از حسرت پره دعام
ببخش پیش تو رو سیام
♫♫♫
عاشقم ببین حالمو گریه های هر روزمو
کی تموم میشه این انتظار
ای ستاره ی شبای تار
خسته ام از دنیا کجایی آه پس بیا
گریه کن دلم آروم با ستاره ها امروزم تموم شدو
نیومد چرا چرا دریا شده چشام از حسرت پره دعام
ببخش پیش تو رو سیام

دانلود آهنگ سعید عرب به نام پاییز

متن آهنگ پاییز از سعید عرب

پاییز یعنی عصرهای دلتنگی
یعنی مرور خاطره هامون
شب پرسه های وقت تنهایی
پاییز یعنی گریه تو بارون
پاییز یعنی هر شب و بیدار
دلتنگی عکسای رو دیوار
پاییز یعنی از تو دل کندن
تو اضطراب لحظه ی بیدار
مثل یه برگی که از شاخه میریزه
دنیای من بی تو هر لحظه پاییزه
کاش میشد این فصل و از تقویم بردارم
باور کن بدجوری دستات و کم دارم
مثل یه برگی که از شاخه میریزه
دنیای من بی تو هر لحظه پاییزه
کاش میشد این فصل و از تقویم بردارم
باور کن بدجوری دستات و کم دارم

از این تکرار تنهایی از این تقدیر اجباری
من و ببر به اغوشت بگو تنهام نمیزاری
بگو تو هم تنگه دلت واسه قدم زدن همون
واسه دیوونگی کردن دوباره زیر بارون
مثل یه برگی که از شاخه میریزه
دنیای من بی تو هر لحظه پاییزه
کاش میشد این فصل و از تقویم بردارم
باور کن بدجوری دستات و کم دارم
مثل یه برگی که از شاخه میریزه
دنیای من بی تو هر لحظه پاییزه
کاش میشد این فصل و از تقویم بردارم
باور کن بدجوری دستات و کم دارم