برچسب نسترن سالار

تکم چی 1388

داستان این فیلم درباره دختری به نام آلما است که در پی قبول شدنش در دانشگاه از روستایشان به تهران می‌آید. پدرش، عاشیق سلیم که نگران اوست وقتی با بزرگی تهران مواجه می‌شود نگران‌تر از قبل به دنبال راهکاری می‌گردد. او تصمیم می‌گیرد در تهران بماند و در قهوه خانه سنتی دوستش...

یکی مثل من 1382

مریم (رزیتا غفاری) برای سروسامان دادن به زندگی خود و آینده فرزندی که در آستانه تولد است، تلاش می‌کند. او با همسرش محمود (مهدی میامی) زندگی می‌کند. محمود از راه‌های خلاف متعددی امرار معاش می‌کند. نارضایتی مریم از این وضع سبب می‌شود برای تغییر رفتار محمود تلاش کند[۳].

شبی از شب ها 1384

نجم الدین برروی زمینی که ارث پدری اش بوده ساختمان چهارطبقه ای ساخته که به دلیل مشکلات مالی دوطبقه آنرا پیش فروش کرده‌است. خانواده‌هایی که دو واحد آنرا خریده‌اند نیز به دلیل مشکلات مالی به تعهداتشان عمل نکرده ونجم الدین ازتحویل آپارتمانها به آنها خودداری می‌کند او مهلتی را برای خریداران تعیین واعلام می‌کند درصورتی که بدهی خود را پرداخت نکنند آپارتمانها را می‌فروشد ساجدی و ملک‌زاده (خریداران) که درشرایط خاصی قرارگرفته اند، دست به ابتکار زده و نجم الدین را غافلگیرمی کنند و.. …

باغ سرهنگ 1392

هادی (نیما فلاح) جوانی است که در حال تلاش برای انتشار اولین آلبوم موسیقی خود است. او منتظر گرفتن مجوز اشعار آلبوم جدیدش است تا از پدرش (محمد مطیع) کمک مالی بگیرد. او به دختری با نام سمیرا (آناهیتا همتی) علاقه‌مند است و علی‌رغم مخالفت خانواده‌اش با او ازدواج می‌کند اما این موضوع را از خانواده‌اش پنهان می‌کند تا پدرش از کمک مالی به او منصرف نشود. هادی ده سال پیش نامزد دخترعمویش شادی (نسترن سالار) بوده ولی شادی برای تحصیل به خارج از کشور رفت و نامزدی را به هم زد؛ ولی مادر شادی (مریم سعادت) و پدر هادی به دلیل وصیت پدر مرحوم شادی اصرار به ازدواج شادی و هادی دارند. چند روز بعد از ازدواج پنهانی هادی با سمیرا، شادی به ایران برمی‌گردد و ماجرای ازدواج او و هادی دوباره توسط خانواده‌ها مطرح می‌شود. شادی به صورت خصوصی به هادی می‌گوید که دیگر به ازدواج با او علاقه‌ای ندارد و آنها بنا می‌گذارند که این موضوع را به خانواده‌ها بگویند؛ ولی هادی که نگران این است که پدرش به او کمک مالی نکند، بعد از این که شادی به همه می‌گوید که نمی‌خواهد با هادی ازدواج کند، وانمود می‌کند که دلشکسته شده‌است. شادی برای ادب کردن هادی و وادار کردن او به بیان واقعیت، با مادرش دست به یکی می‌کند که وانمود کند نظرش عوض شده و می‌خواهد با هادی ازدواج کند.
در این بین هادی و سمیرا به‌طور پنهانی زندگی مشترک خود را در ملک یکی از اقوام دور پدرش به نام باغ سرهنگ آغاز می‌کنند. هادی در باغ با روح مردی به نام ارسلان (مجید صالحی) روبرو می‌شود که نامزد رحمت الملوک خانم (شمسی فضل‌اللهی) صاحب باغ بوده که در روز عروسیش تصادف می‌کند و از دنیا می‌رود. ارسلان از هادی می‌خواهد که به او کمک کند مکان فعلی رحمت را پیدا کند تا او یک بار دیگر رحمت را ببیند.

زندگی به شرط خنده 1384

زندگی به شرط خنده در روایتی طنز، در خانه‌ای که صاحب آن در خارج از کشور به سر می‌برد؛ افرادی زندگی می‌کنند که هر کدام برای خود مشکلات و آرزوهایی دارند. در این میان خشایار، پیرمرد سودجو و پول دوستی که وظیفه مراقبت از خانه را بر عهده دارد، در نبود صاحب خانه، آن را به گروه‌های مختلف فیلم‌برداری اجاره می‌دهد.