برچسب نسا یوسفی

زن زندگی مرد زندگی 1400

ترانه و ارسلان زوج اصلی داستان، بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکشان، با وجود تفاوت فرهنگی و برخی مشکلات اما عاشقانه و آرام در کنار هم زندگی می کنند و با گفتگو با یکدیگر مشکلات پیش آمده برای آنها شیرین و خاطره انگیز می‌شود.

روند داستان در هر قسمت با ورود به یکی از خانواده‌ها آغاز و در نهایت با مرور خاطرات، خندیدن و گذشتن از آنها در بالکن خانه (که به آن آشیانه می گویند) و محل امنی برای گفتگوی آنهاست به اتمام می‌رسد.

آچمز 1398

مصیب پس از چهل و پنج سال می‌فهمد که تنها فرزند خانواده نبوده‌است. وی برای پیدا کردن گمشده سالیان دور مادرش، راهی تهران می‌شود، اما خودش هم گمشده بزرگ‌تری دارد؛ عزت و احترام! مصیب مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستان‌های پیچیده‌ای برایش به وجود می‌آورد که او را تبدیل به انسانی دیگر می‌کند.