برچسب نرگس محمدی

سوپراستار 1387

کوروش زند یک سوپراستار جوان سینما است که موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل کرده است. سر صحنه فیلمبرداری یکی از فیلم هایش دختر نوجوانی سعی می کند خودش را به او نزدیک کند و کوروش، دخترک را که خودش را رها عظیمی معرفی می کند، به خانه اش می برد. رها ادعا می کند که دختر کوروش از نخستین زن زندگی او مهناز است؛ زمانی که او در شانزده سالگی با مهناز آشنا شده بود...

عملیات مهد کودک 1391

داستان آن روایتگر چند کودک است که برای جلب توجه والدینشان دست به کار بزرگی می‌زنند. آنها در عالم کودکانه خود نقشه های را طراحی می کنند تا به والدینشان یادآوری کنند باید به بچه هایشان توجه کنند. در نهایت پدر و مادرها متوجه قصور خود در حق بچه هایشان شده و متأثر می شوند.

ساعت شلوغی 1390

نويد و سحر هفت سال است كه با هم ازدواج كرده اند و صاحب دختر شش ساله اي به نام ساناز هستند. نويد و سحر در زندگي با يكديگر دچار مشكلاتي هستند كه با بارزترين آنها بدبيني و شك سحر به نويد است كه به شدت او را آزار مي دهد. نويد از هم نشيني سحر با دوست رمالش ناراضي است و او را زني عقده اي خطاب مي كند. نويد مدير شركت مبلمان ايتال استيل و شخص بسيار متمولي است. شش ماه پيش در تصادفي، نويد با دلارام آشنا مي شود و رابطه عاطفي بين‌شان به وجود مي آيد. نويد آنچه را كه از سحر توقع دارد مانند توجه و عطوفت در دلارام پيدا مي كند و بيشتر جذب او مي شود. دلارام هم كه از وضع مالي و ظاهر خوش پوش نويد بدش نيامده، نسبت به نامزدش رضا كه دوست برادرش داوود است، بي محلي مي كند تا اينكه رضا متوجه موضوع شده و به سراغ نويد مي رود و مي فهمد كه نويد زن و فرزند دارد. او از صحبت كردن با نويد نتيجه اي نمي گيرد و در نهايت داوود را در جريان مي گذارد. داوود هم با نويد درگير مي شود و سعي مي كند او را دور كند، اما واكنش ها طوري است كه داوود از دست خواهرش دل‌گير مي شود. از طرفي ژينوس پي به روابط نويد و دلارام برده و ايميل ها و عكس هاي دلارام را براي سحر رو مي كند. سحر به شدت ناراحت مي شود و با رو در رو كردن موضوع با همسرش نويد، هم كتك مي خورد و هم از خانه رانده مي شود. او به منزل مادرش پناه مي برد. سحر از تهديد كردن دلارام هم چيزي عايدش نمي شود و نويد همچنان به طلاق دادن او و ازدواج با دلارام اصرار دارد. آقاي جعفري، پدر سحر به محل كار نويد مي رود و براي بازگشت سحر به خانه اش وساطت مي كند ولي...

مسلخ 1395

داستان زوجي جوان به نام آوا و آرش را روايت مي‌کند که قبل از پيوند زناشويي شرطي براي ازدواج را دختر در نظر مي گيرد اما براساس شرايط کاري آرش امکان پايبندي به اين شرط وجود ندارد و پاي مردي به زندگي اين زوج جوان باز مي شود.

دربست 1393

فیلم دربست به زندگی پارسا جوان ۳۰ ساله ای که بعد از مرگ پدرش و شرایط نامساعد روحی ناخواسته درگیر مسافر کشی می شود و در تقابل با افراد مختلف جامعه رفته رفته از انزوا خارج شده و به زندگی امیدوارانه تر نگاه می کند.

اخراجیها 2 1387

درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي كند و همه اخراجي ها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات مي گردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند. خانواده اخراجي ها براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي مي شوند. دشمن با فرا خواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريست ها با دشمن هم دست شده اند، و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص فرمانده و روحاني مي گردد.