از کوچه های باران 1388
از کوچه های باران قصه پیرزن روستایی ساده دلی به نام "حیات " است که آرزو دارد قبل از مرگش به زیارت خانه خدا برود ولی به علت عدم تمکن مالی تاکنون نتوانسته به این آرزو برسد. او قصد دارد با بافت قالیچه ای که گره به گره آن را با صلوات می بافد، پول سفر عمره خود را فراهم کند. اما با پایان بافت این قالی ...

