برچسب نرگس لقمانیان

خاطرات شفاهی مردم اصفهان از قحطی سال‌های 1296 و 1320

انگلیسی‌ها که غلات را برای سربازهایشان خریدند، غله نایاب شد. اگر آردی هم به دستمان می‌رسید سیاه بود. نمی‌دانستیم آرد گندم است یا جو. چیزی قاتی‌اش کرده‌اند یا نه. جمعیت زیادی دم نانوایی صف می‌گرفتند؛ اما به خیلی‌هایشان نان نمی‌رسید. گرسنگی آنقدر زور داشت که مردم برای همین نان سیاه، همدیگر را تکه‌پاره کنند.

مردها هم گریه می‌کنند؟

فکر نمی‌کردم مردها به همین سادگی گریه کنند. فکر نمی‌کردم با همین جمله‌ ساده «چرا این عکس را زدید توی مغازه‌تان؟» یا «چرا مشکی پوشیدید؟» یک‌دفعه به هق‌هق بیفتند.