برچسب نرگس صفدریان

جشن ایرانی 1388

یک سرایدار مدرسه تصمیم می‌گیرد مراسم عروسی پسرش را در ایام تعطیلات نوروز در مدرسه برگزار کند ولی غافل از اینکه این مدرسه از طرف آموزش و پرورش در اختیار مهمانان نوروزی قرار دارد.

خون بها 1387

ناصر پس از سالها زندگی در خارج از کشور و به دلیل بچه دار نشدن و نپذیرفتن بچه پرورشگاهی از همسرش جدا می شود. و در ایران ازدواج مجدد می کند. در شب عروسی خودرو ناصر با تاکسی تصادف می کند که حامل یک زن باردار است. در حادثه زن فوت می کند و…

سایه تنهایی 1386

این مجموعه در مورد تلاشهای پرسنل یک بیمارستان در جهت کمک به مداوای بیماران است. محور اصلی داستان زندگی دکتر اردلان است که به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش تصمیم می‌گیرد از او جدا شود. اما در نهایت با همسرش به تفاهم می‌رسد

غلط انداز 1389

آتش اشک ریز جوانی ساده دلی که برای پاس کردن چک های جهیزیه خواهرزاده اش به مشکل برخورده، به ناگهان متوجه می شود مبلغ بسیار زیادی پول در حساب بانکی اش ریخته شده و …

گل مرداب 1381

گل مرداب روایتگر سرگشتگی جوانانی ست که به دلیل مسائل مختلف پیرامونشان مانند اختلافات خانوادگی، درک نکردن والدین پول زیاد، معاشر نامناسب گرفتار معضل اعتیاد می شوند.

عصر جمعه 1384

عصرجمعه داستان زنی است به نام سوگند (رؤیا نونهالی) که با نوزادی از زندان آزاد می‌شود. در عصر یکی از روزهای پاییزی سوگند (رویا نونهالی) به همراه عموی خود (قدیر) از باغ باز میگردند. در بین راه عموی سوگند به او تجاوز میکند. پدر سوگند که از تجاوز برادرش به دخترش بی خبر است و به تازگی برادر خود (قدیر) را از دست داده، به دلایلی دخترش سوگند را از خانه بیرون کرده و سوگند هم به تهران میرود. سوگند در تهران به عنوان دختر فراری دستگیر شده و برای مدتی به زندان میفتد در زندان متوجه می شود که باردار است و دیگر برای سقط بچه دیر شده. مجبور میشود کودک را در فقر بزرگ کند و ۱۵ سال بعد از این اتفاقات درحالی که زندگی سوگند مقداری سروسامان گرفته خواهر او بنفشه (هانیه توسلی) که در دانشگاه تهران قبول شده به تهران رفته و به دنبال خواهرش سوگند میگردد و در آخر با پیگیری های زیاد منزل خواهرش را پیدا میکند و میگوید که پدرش در بستر بیماری افتاده و از کار خود پشیمان است. در همین حین که سوگند درحال توضیح دادن برای برنگشتن خود به شهرشان بود امید (مهرداد صدیقیان) از پشت در، در حال گوش دادن به مکالمه بین خاله اش و مادرش است، متوجه می شود که حاصل رابطه نامشروع و تجاوز عموی مادرش است و مادرش در تمام این سالها در مورد پدرش به او دروغ گفته، شدیداً تحت تأثیر قرار می‌گیرد و پس از درگیری خیابانی به کانون فرستاده می‌شود در آخر بنفشه او را متقاعد میکند که باید با این قضیه کنار آمده و مادرش را به خاطر دروغش ببخشد. درنهایت سوگند هم راضی میشود بعد از ۱۵ سال به شهرشان برگرد و به دیدار پدر مریضش برود.