برچسب ندا مقصودی

مهرآباد 1390

مهرآباد روایتگر زندگی کیا مقدم است که پس از ۱۲ سال دوری از وطن و شکست در زندگی زناشویی برای پیگیری کارهای شخصی به کشور بازمی‌گردد ولی در همان بدو ورود با اتفاقی روبه‌رو می‌شود که زندگی خودش و بسیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

جاده قدیم 1394

داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آن‌ها می‌باشد به تهران می‌آیند. ماجرا از آن جا آغاز می‌شود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید می‌شود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع می‌شود.

شمس العماره 1388

لیلا (هانیه توسلی) دختری است لجباز و استقلال گرا که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را دارد، در هنگام جشن عروسی شکور (امیرحسین رستمی)، پدر لیلا در اثر خوردن شیرینی (بیماری دیابت) فوت می‌کند، او پیش از این وصیتنامه‌ای را به همراه خواهر خود شمسی (مهرانه مهین ترابی) تنظیم می‌کند که طبق آن اگر لیلا با خواستگار مورد نظر ایشان در میان ۱۲ نفر ازدواج کند، تمام شمس‌العماره به او می‌رسد. لیلا از اینکه این یک نفر شخص «نشان شده» کدام است بی‌خبر است و با این داستان پای خواستگارهای مختلف به خانه باز می‌شود.

محکومین بهشت 1384

حشمت پدر پونه با عصبانيت وارد مدرسه شده و دخترش را از كلاس بيرون مي كشد و به خانه مي برد و به اجبار او را پشت دار قالي مي نشاند. شبنم براي آخرين بار به ديدار پدر متهم به قتل خود به زندان مي رود. اين دو دختر براي رسيدن به خوشبختي به تهران مي آيند. اما پس از ماجراهايي مأموري آنها را دستگير كرده و محاكمه مي شوند. در بازجويي شبنم به گونه اي رفتار مي كند كه گويي او قاضي را محاكمه مي كند و قاضي در مقابل او، براي تعيين مجازات، مستاصل مي ماند و تصميمي غيرمتعارف گرفته و آنها را محكوم به كار در آسايشگاه سالمندان مي كند. در آنجا آن دو رفتارهاي مختلفي از خود بروز مي دهند تا اينكه شبنم به جرم ديگري محاكمه و...

خنده در باران 1390

نامزدي نادر كه يك پزشك است، درست سر مراسم ازدواج با خوشه به هم مي خورد، اما نادر نمي تواند فكر خوشه را از ذهنش بيرون كند. بر اثر تصادف، فردي به نام بهروز و خوشه به اغما فرو مي روند و نادر كه به دنبال كار و اختراع خود ـ ذخيره كردن اطلاعات حافظه بيمار و بعد بازيابي آن است، فرصت را غنيمت مي شمارد. اما بر اثر اشتباه دستيارش حافظه دو نفر به اشتباه به جاي يكديگر قرار مي گيرد. در نتيجه، خوشه شخصيت بهروز را پيدا مي كند و بهروز شخصيت خوشه را! خوشه تصميم مي گيرد با پسرعموي پول دارش ازدواج كند، اما باز هم بر اثر تصادف به اغما مي رود و نادر اين بار حافظه خوشه و بهروز را به جاي درست‌شان منتقل مي كند. در پايان خوشه با نادر ازدواج مي كند.

دلم می خواد 1393

بهرام فرزانه نويسنده‌اي است كه مدت‌هاست نمي تواند داستان بنويسد. ناگهان بر اثر يك تصادف اتومبيل، آهنگي در ذهنش تكرار مي شود كه او را به رقص مي آورد. همين اتفاق شوق نوشتن را در او بر مي انگيزد. ولي اين همه ماجرا نيست...