سعدی، سلطان سیاه سووشون (نمایش) 1400
داستان يک راننده تاکسي به نام ارژنگ را روايت مي کند که با سوار کردن هر مسافر اتفاقات عجيب و غريبي برايش رخ مي دهد تا جايي كه دچار بحران هويت مي شود…
دختری جوان به نام تانیا به دلیل خرافات خانواده و عقاید یک دعانویس مجبور به ازدواج با مردی با اختلاف سنی زیاد شده، در حالی که جوانی به نام ریبوار عاشق او است. ریبوار نیز در عقاید و رسوم خانواده بعد از درگذشت برادرش به ازدواج با زن برادر خود که دو بچه دارد و 12 سال از خودش بزرگتر است تن داده.