یک روز بخصوص 1395
حامد یک روزنامه نگار متعهد است که قصد افشای یک فساد دارویی بزرگ را دارد اما مشکل قلبی خواهرش و بستری شدن در بیمارستان باعث می شود تا او برای درمان خواهرش دست به کاری غیرقانونی بزند و...
حامد یک روزنامه نگار متعهد است که قصد افشای یک فساد دارویی بزرگ را دارد اما مشکل قلبی خواهرش و بستری شدن در بیمارستان باعث می شود تا او برای درمان خواهرش دست به کاری غیرقانونی بزند و...
پليس چند سال است که به دنبال يک توليد کننده شيشه به نام ناصر است. او سرانجام از طريق نامزد سابق ناصر به او ميرسد و دستگيرش ميکند. ناصرکه از خانواده اي جنوب شهري بوده است حالا با پول توليد شيشه خانواده اش را از زندگي قبلي نجات داده است و در صدد رهايي از دست پليس است....
فیلم «ایستگاه اتمسفر» روایت گر داستان زندگی زوج جوانی به اسم «مرجان» و «وحید» است که هشت ماهی میشود طلاق گرفته اند اما به دلایل خاصی مجبورند به زندگی در کنار هم ادامه دهند. در این میان مرجان که تصمیم به مهاجرت دارد، تمام تلاشش را برای گرفتن اقامت دائم کانادا میکند اما
در خانواده اي آشفته که تقريبا همه اعضايش به نوعي درگير قضيه اعتياد هستند, دختري کم کم به زمان عروسي اش نزديک مي شود. اين ععروسي به شرايطي منجر ميشود که رابطه افراد خانواده ها با هم سرد شود و اعضاي خانوده رو به روي هم قرار بگيرند. از سويي ديگر برادر بزرگتر دختر, که پيش تر معتاد بوده و به نظر مي رسد پس از ترک زندگي سالمي دارد, با يک جوان افغاني قرار گذاشته که خواهرش را به عقد و ازدواج او دربياورد و البته در ازايش مبلغي دريافت کند تا بتواند کسبي با آن راه بيندازد. اما برادر کوچکتر که مواد فروش خرده پايي است و اعتياد شديش به مواد مخدر باعث ويراني روحي و جسمي اش شده, مخالف اين ازدواج است و ميخواهد دست برادر بزرگتر و ظاهر الصلاحش را رو کند.
داستان فيلم، زندگي يك خبرنگار عراقي به نام خالد (شهرام حقيقتدوست) است كه با نامزدش «ضحي» (ماهچهره خليلي) همكار است. وي در پي يافتن عاملان و مسببان اصلي بمبگذاريها و حوادث تروريستي عراق برميآيد و در نهايت …
حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و میخواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کمکم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا میرود تعقیب میکند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیدهاست: آیا او مهمترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمیگیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتلها در شبکههای اجتماعی مطرح میشود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل میشود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانهای بکشد…