برچسب ندا جبرائیلی

جنگ جهانی سوم 1400

شکیب یک کارگر روزمزد میانسال بی‌خانمان است که همسر و پسرش را سال‌های پیش در یک زلزله از دست داده و تاکنون با این امر کنار نیامده است. او در طی چند سال گذشته، با یک زن روسپی ناشنوای جوان به نام لادن رابطه برقرار کرده است. محل ساخت‌وسازی که او امروز در آن کار می‌کند، معلوم می‌شود که صحنهٔ فیلمی دربارهٔ جنایات آدولف هیتلر در طول جنگ جهانی دوم است. و شکیب به دلیل شباهت عجیبش به هیتلر به عنوان جایگزین بازیگر قبلی انتخاب می‌شود و خانهٔ بزرگی به او داده می‌شود و لادن با متوجه شدن این موضوع از او برای حل مشکلی کمک می‌خواهد.

سبز کله غازی (کوتاه) 1401

این فیلم داستان دو جوانی است که جایی در بین مرز رویا و واقعیت گم می‌شوند به طوری که بیننده نیز به مرور و در اواسط داستان به حقیقت این رؤیا پی می‌برد. این فیلم داستان دو جوان (محسن و نازی) را بیان می‌کند که در رویای خود زندگی می‌کنند و با آن رویا روزشان را به شب می ‌رسانند.

برادر جان 1398

داستان برادری، برابری و جان فشانی سه برادر است که زبانزد شده و خدا و خلق از آن‌ها در آسایش هستند. تا این که به ناگه حادثه‌ای واقع می‌شود که نامش حق‌الناس است.