بعد از ظهر سگی سگی 1388
جواني فارغالتحصيل رشته مهندسي مکانيک است که در صنعت خودروسازي طرحهاي مختلف ارائه کرده، اما کسي به او بها نميدهد. او براي اينکه حرف خود را به گوش مسئولان برساند، بازي خطرناکي را آغاز ميکند که منجر به گروگانگيري مي شود.
جواني فارغالتحصيل رشته مهندسي مکانيک است که در صنعت خودروسازي طرحهاي مختلف ارائه کرده، اما کسي به او بها نميدهد. او براي اينکه حرف خود را به گوش مسئولان برساند، بازي خطرناکي را آغاز ميکند که منجر به گروگانگيري مي شود.
امرالله و فتح الله بزرگان دو ايل هستند که با هم دشمني ديرينه دارند و در اين بين پسر امرالله عاشق دختر فتح الله شده است. از طرفي هم هر دو در يک رقابت انتخاباتي قرار مي گيرند.
یک پزشک زن از شیفت شب و کار در بیمارستان خسته شده است و از رئیسش میخواهد که با انتقالی او موافقت کند. رئیس او را به موسسه مردمنهاد یا همان ان.جی.او یی منتقل میکند که کارشان با مبتلایان به ایدز است؛ و بهواسطه رابطه پزشک جوان با بیماران به لایههای درونی زندگی آنها و داستانهای جورواجورشان وارد میشویم ضمن اینکه در کنار این، درگیر زندگی خود دختر هم میشویم. او رابطهای خیالی با پدرش دارد که در زمان جنگ به شهادت رسیده است و مادرش هم به انتخاب خودش در آسایشگاه سالمندان زندگی میکند.