دیکشنری خدا | مُهَوِّنُ
خدایی که نمیگذارد زیر بار زندگی خم شوی. «مُهَوِّن» همان پناهی است که زهرِ سختیها را میگیرد تا از پا درنیایی. کسی که گرههای کور را چنان برایت ساده و روان میکند، که یادت میرود روزی نگرانشان بودی
خدایی که نمیگذارد زیر بار زندگی خم شوی. «مُهَوِّن» همان پناهی است که زهرِ سختیها را میگیرد تا از پا درنیایی. کسی که گرههای کور را چنان برایت ساده و روان میکند، که یادت میرود روزی نگرانشان بودی
از نامهای پروردگار، شکستهبند، جبرانکننده، مرهم دردهای دل؛ خدایی که بندزنِ ماهرِ دلهای شکسته است. «جابِر» همان طبیبی است که شکستگیهایت را چنان با مهر میبندد که از روز اول هم محکمتر میشود و چنان زخمها و دردهایت را «جبران» میکند که یادت میرود روزی دلی از تو شکسته بود.
خدایی که هیچوقت اشتباهاتت را به رُخت نمیکشد. «مُقِیل» همان رفیقی است که وقتی پایت میلغزد، دستت را میگیرد و چنان غبارِ خطا را از لباست میتکاند که انگار هیچوقت راه را کج نرفته بودی. او تمامِ تاوانها را خط میزند تا دوباره با دلی سبک، به آغوشش برگردی.
خدایی که طاقت دیدنِ غصههایت را ندارد. «شَفِیق» همان یار دلسوزی است که پا به پای دردهایت مینشیند تا زیر بار اندوه مچاله نشوی. کسی که با تمام خداییاش، چنان غمخوار دلتنگیهای کوچکِ توست که نمیگذارد هیچ دردی را به تنهایی به دوش بکشی.
از نامهای پروردگار، ضامن، سرپرست، کفایتکننده... خدایی که خودش ضامن روزهای بیقراریات میشود. «کَفِیل» همان تکیهگاهی است که میان هزار دغدغه، آرام به شانهات میزند و میگوید: «تو قدمت را بردار، بقیهاش با من».