فصل ماهی سفید 1398
«فصل ماهی سفید» داستان یک خانواده ایرانی را روایت میکند که با مشکلات متعددی مواجه هستند. آنها برای حل این مشکلات به روشهایی متوسل میشوند که پایان مشخصی ندارد.
«فصل ماهی سفید» داستان یک خانواده ایرانی را روایت میکند که با مشکلات متعددی مواجه هستند. آنها برای حل این مشکلات به روشهایی متوسل میشوند که پایان مشخصی ندارد.
مجموعه تلویزیونی همسایه ملودرامی عاشقانه است که سعی میکند زندگی و دغدغههای مهاجران افغانستانی در ایران و همزیستی دو ملت را به تصویر بکشد…
داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ میدهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده میشوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خندهها به غم تبدیل میشود، هما در دو راهی سختی قرار میگیرد…
داستان این مجموعه روایتگر فراز و فرود خانواده ای اصیل و ایرانی در طول سه دهه است که با محوریت زندگی تنها دختر خانواده یاسمن که از دهه ۶۰ با حوادث گوناگونی از قبیل جنگ، تحولات اقتصادی و اجتماعی و… آغاز و تا زمان معاصر ادامه خواهد داشت.
«ایتالیا ایتالیا» داستانِ جوانی است به اسم نادر (حامد کمیلی) که عاشق ایتالیاست. او در دانشگاه ادبیات ایتالیایی خوانده، کتابهای ایتالیایی ترجمه میکند، دربارهی ایتالیا و تاریخش کتاب مینویسد، دستبندی به شکل پرچم ایتالیا به دستش دارد، موزیک ایتالیایی گوش میکند و رویایش این است که برود «ایتالیا زندگی کند. ایتالیایی زندگی کند.» (بخشی از نریشن فیلم). تا اینکه به صورت اتّفاقی برای بازی در یک سکانس به یک پروژهی سینمایی معرّفی میشود که دستیار کارگردانش برفا (سارا بهرامی) است. و این شروع رابطهی این دو است. رابطهای که نهایتاً به عشق و ازدواج منجر میشود و بعد زوال آغاز میگردد…
در يك بندرگاه اسرائيل، زني يهودي كه پس از مرگ همسرش، با يك مرد مسيحي ازدواج كرده است، كودك 8-7ساله خود را درپي اقدامات حقوقي و اصرارهاي زياد پدربزرگش براي مدت كوتاهي به وي مي سپارد. پدربزرگ كودك كه يكي از سران جريان فكري صهيونيسم است در جواب نگرانيهاي مادر، وعده مي دهد كه او يك ماه بيشتر اينجا نمي ماند و پس از آن، كودك با اراده خود هركجا كه خواست بماند.
سال 1916 كلنل كيت به بهانه ايجاد خط تلگراف به بلوچستان مي آيد. عيدوخان بي خبر از نقشه اش او را پذيرا مي شود اما جي. انت و ملا علي با آگاهي از حيله آنها به مبارزه مي پردازند.