وودی آلن انتقام میگیرد (کوتاه) 1401
یک کارگردان آماتور تئاتر که علاقه دیوانه واری به وودی الن دارد، در حال تمرین روی نمایشنامه "مرگ در می زند" الن است اما دقیقا ماجراهای نمایشنامه در زندگی واقعی او اتفاق می افتد و مرگ در هیبت انسان به سراغش می رود.
یک کارگردان آماتور تئاتر که علاقه دیوانه واری به وودی الن دارد، در حال تمرین روی نمایشنامه "مرگ در می زند" الن است اما دقیقا ماجراهای نمایشنامه در زندگی واقعی او اتفاق می افتد و مرگ در هیبت انسان به سراغش می رود.
نجمیه، دخترک شش ساله می خواهد برای خان عمو که مردی مسن و عقب مانده ذهنی است دوچرخه ای بخرد و آرزوی دیرینه او را برآورده کند.....
این مجموعه اقتباسی آزاد از زندگی حسین بهاروند، محقق برجستهٔ ایرانی در حوزهٔ زیستشناسی است که چالشهای علمی و ذهنی او را به تصویر میکشد.
رامین کاتبی نویسنده است و همچنین در شرکت دایی خود هم کار میکند با این حال کتاب های او چندان جالب نبود و به فروش نرفت.شهرام فرعی که این وضع رامین را دید فکری به ذهنش رسید تا بتواند صدای دل مردم را بشنود و کتابی در این باره بنویسد...
تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.
حوريه كه سالهاست از اسارت پدرش، اميرحسين، به دست عراقي ها مي گذرد، نسبت به خروج هاي بي موقع مادرش، مريم، از منزل مشكوك است و اين شك با تلفن هاي ناشناسي كه به او مي شود و در آنها از تصميم مريم براي ارتباط با يك مرد ديگر صحبت مي شود افزايش مي يابد. اما طولي نمي كشد حوريه متوجه مي شود مادرش در اين مدت به عيادت اميرحسين كه به تازگي آزاد شده و در بيمارستان به سر مي برد مي رفته است. اميرحسين كه مبتلا به موجگرفتگي است به خانه بازمي گردد ولي ازدحام هاي پيراموني و آلودگي هاي صوتي حالش را متشنج مي كند، ضمن آن كه تلفن هاي ناشناس اين بار به او هم مي شود و سلامتش را به مخاطره مي اندازد. با پيشنهاد حوريه، همه تصميم مي گيرند مدتي از تهران دور باشند و به شمال بروند. در سفر عده اي از همرزمان سابق اميرحسين نيز به او ملحق مي شوند. مزاحمت هاي تلفني همچنان ادامه دارد و در يكي از آنها، به حوريه اعلام مي شود كه فيلم حاوي ارتباط غيراخلاقي مادرش با يك غريبه را از يك زن داخل رستوراني در شهر بگيرد. حوريه نزد زن جوان كه معتاد است مي رود و با او درگير مي شود و طي درگيري، شخصي ناشناس به زن معتاد چاقو مي زند و او را مي كشد و قتل به گردن حوريه مي افتد و حكم اعدامش صادر مي شود. اميرحسين از طريق همرزمانش متوجه مي شود همه اين ماجراها نقشه اي بود از طرف پدر يكي از بسيجي هايي كه تحت تأثير او به جبهه آمده و شهيد شده و حالا پدر او درصدد انتقام جويي از اميرحسين است و با اين نقشه انتقام خود را گرفته و اكنون نيز به خارج گريخته است. اميرحسين كه از تعقيب اين فرد توطئهگر نااميد شده، نزد سنجري، پدر دختر مقتول، مي رود و از او مي خواهد از قصاص حوريه صرف نظر كند، اما سنجري كه يك معتاد الكلي از خدا بريده است، پس از رفت و آمدهاي مكرر اميرحسين، سرانجام به اين شرط كه او بتواند شفاي پسر بيمارش را از امام حسين (ع) بگيرد، حاضر به گذشت مي شود. اميرحسين يك شبانه روز دعا مي كند و سرانجام معجزه رخ مي دهد و پسر حالش خوب مي شود.
در اپیزود اول، خانه ی قدیمی یک خانواده ی فقیر، روی سرشان خراب می شود. آنها که حالا نمی دانند کجا باید بمانند و روزهای عید را چگونه بگذرانند، تصمیم می گیرند با تور، دور تهران را بگردند. آشنایی آنها با آدم هایی گرم و صمیمی در طی این گردش، باعث می شود با شهری که در آن زندگی می کنند بیشتر آشنا شوند. در اپیزود دوم، کنسرت راک عده ای از جوانان لغو می شود و ما با مشکلات تک تک آنها از نزدیک آشنا می شویم.
چندين سال پس از پايان تهاجم رژيم بعثي عراق به ايران اسلامي، روي خط صفر مرزي، پيكر جسدي توسط زني كرد از زير خاك پيدا شده و به ستاد تفحص شهدا در تهران ارسال مي شود. پس از بررسي، رئيس ستاد با نشانه هاي شگفت انگيزي مواجه مي شود. در لباس به جا مانده از جسد مكشوفه، دو پلاك شناسايي ايراني و عراقي وجود دارد. پس از فراخواندن صاحبان احتمالي جسد، بين يك خانم دكتر ايراني و يك زن عراقي با دخترش درگيري هاي مختلفي براي تحويل گرفتن جسد رخ مي دهد. عاقبت پس از كش و قوس هاي نمايشي، در حاليكه رابطه حسنه اي بين دو خانواده شكل مي گيرد، مشخص مي شود كه جسد مربوط به يك عراقي است. سرانجام در حالي كه خانم دكتر و پسرش كمال مهمان نوازي را در حق زن عراقي و دخترش به جا مي آورند، خانواده عراقي با تحويل گرفتن جسد ايران را به مقصد كشورشان ترك مي كنند.