برچسب نادر ساعی ور

یک تصادف ساده 1404

مردی به نام اقبال در حال رانندگی در شب همراه با همسر باردارش است که ناگهان با یک سگ تصادف می‌کند و آن را می‌کشد. این تصادف، آسیب شدیدی به موتور ماشین وارد می‌کند و خودرو کمی بعد از کار می‌افتد. اقبال به ناچار به تعمیرگاهی در نزدیکی پناه می‌برد که متعلق به وحید است. وحید متوجه شباهت زیاد اقبال به مأموری می‌شود که در زندان او را شکنجه داده و زندگی‌اش را نابود کرده بود. وحید شروع به تعقیب اقبال می‌کند؛ مردی که با پای مصنوعی راه می‌رود، و در نهایت او را می‌رباید. وحید قصد دارد او را زنده به گور کند، اما در هویت واقعی اقبال دچار تردید می‌شود و تصمیم می‌گیرد با یکی از هم‌بندان سابق خود تماس بگیرد تا موضوع را روشن کند.

او با چند نفر ملاقات می‌کند: سَلار، کتاب‌فروش؛ شیوا، عکاس عروسی؛ گُلی، عروس؛ علی، داماد؛ و حمید، کارگری خشمگین. این افراد همگی در ون وحید جمع می‌شوند و در روز و شب به همراه هم در شهر می‌چرخند، در حالی که به دنبال انتقام از مردی هستند که روزگاری به شکلی بی‌رحمانه آن‌ها را آزار داده است. اما در طول مسیر، آن‌ها دربارهٔ اخلاقی بودنِ کشتن مردِ اسیر و این‌که آیا او واقعاً همان فردِ شکنجه‌گر است یا نه، دچار تردید و درگیری درونی می‌شوند.

طاهره 1393

سریال "طاهره" داستان زندگی زنی بنام طاهره را روایت میکند که پس از فوت همسرش با اراده ای راسخ در صدد بر می آید که کارگاه تولیدی همسرش را پابرجا نگه دارد . اختلافات خانوادگی بر سر خانه پدری که قبل از فوت پدر به نام طاهره زده شده است کار را برای او سخت می کند و ماجراهایی تلخ و شیرین را برای او رقم می زند .

این سریال سعی دارد افرادی را به تصویر بکشد که در کنار همه سختی ها و مشکلات ، سعی می کنند زندگی را آنطور که دوست دارند پیش ببرند و به حاشیه ها توجه نکنند .

تاپیلمیش 1397

محوریت اصلی داستان اشتغال، ازدواج، جوانان و امید به آینده است و شخصیت اصلی هم دانش آموخته‌ای به نام بهزاد در جستجوی شغلی ایده آل است که در طول داستان با انواع مشاغل کاذب مواجه شده و در نهایت مسیر درست را پیدا می‌کند.