خرگوش سیاه خرگوش سفید 1404
روایت کلی این فیلم درباره زنی است که پس از تجربه یک تصادف، به مرور متوجه میشود حوادث پیرامونش رنگوبوی واقعیت ندارند و همهچیز شکلی غیرمتعارف و معمایی به خود میگیرد.
روایت کلی این فیلم درباره زنی است که پس از تجربه یک تصادف، به مرور متوجه میشود حوادث پیرامونش رنگوبوی واقعیت ندارند و همهچیز شکلی غیرمتعارف و معمایی به خود میگیرد.
فیلم کوکتل مولوتف، داستان مردی به نام پرویز است که در دهه 50 میلادی در شرایط بسیار بد مالی، برنده بلیط بخت آزمایی میشود.
فیلم دارای مجموعهای از روایات تودرتو است که در بخشهایی به هم مربوط و متصل میشوند.
حسین (ابوالفضل کاهانی) جوانی است بیکار که به تازگی اعتیاد خود را ترک کردهاست. او برای تهیهٔ داروی اعصاب به داروخانهای میرود، اما داروخانهچی (شهرام مکری) او را به موزهای هدایت میکند که در آن کسی منتظر اوست…
سه مرد (محمد ساربان، بهزاد دورانی و محمود بهرازنیا) قصد دارند با همراهی چند تن از دوستانشان یک سالن سینما را به آتش بکشند.
در سالگرد وقوع یک اتفاق تاریخی مهم، بناست در یک سالن سینما فیلمی پخش شود. چند دانشجوی علاقهمند به سینمای ایران ایستاده در حیاط و در انتظار آغاز اکران فیلم هستند. اکرانی که شاید هرگز برگزار نشود.
شهرام مکری فیلمی به نام «جنایت بیدقت» ساخته که در آن درجهدار ارتش (بابک کریمی) با همراهی گروهی از نظامیان به روستایی آمدهاست تا یک موشک به جا مانده از دوران جنگ را خنثی کند. اما در بدو ورود به روستا با جوانانی روبرو میشود که در تلاشند تا فیلمی قدیمی را در فضای باز چشمه اکران کنند. چشمهای که طبق شایعات محلی سالهاست تصویری را بازتاب نمیدهد…
دختری طراح (راضیه منصوری) باید پوستر یک فیلم را به سالن سینمایی که فیلم بناست در آن اکران شود برساند، اما با مادرش(فریبا کامران) در راه تصادف میکنند. دختر پس از اتفاقاتی به سالن سینما میرسد، اما چیزی درست پیش نمیرود.
سریال جزیره روایت زندگی خبرنگار جسوری به نام صحرا است که در عشق شکست خورده و تحقیر شده، به دنبال برابری با ارشد شاهنگ، معشوق خود که از خانواده اصیل و ثروتمندی بوده تصمیمات ماجراجویانه ایی میگیرد و وارد روابط تجاری پیچیدهای میشود که زندگی او و خانواده شاهنگ را دستخوش تغییرات اساسی میکند.
مهرداد که در جزیره هرمز به کار آموزش غواصی مشغول است دلباخته دختر ناخدا جمات است در حالی که ناخدا مخالف جدی ازدواج این 2 است. از سوی دیگر یک تیم خلافکار به شدت در پی پیدا کردن مهرداد هستند و او نیز هر روز برای یافتن شیئی قدیمی به زیر آب رفته و غواصی می کند.
فیلم، روایتگر داستان زنی به نام فریباست که گذشتهی نامتعارف و ناپاکی داشته است و به همین دلیل همسرش مرتضی به او بدبین است. مرتضی دچار سانحه شده و در بیمارستان بستری میشود و فریبا برای امرار معاش و تأمین هزینههای بیمارستان، مجبور است با وانت کار کند.
این فیلم داستان زنی به نام صحرا(باران کوثری) است که در ابتدای قصه همسر خود را از دست میدهد و برای رسیدگی به اموری به محل کار همسرش میرود و در آنجا متوجه میشود که همسرش با شناسنامه شخص دیگری به نام طاهر (رضا بهبودی) که نام فامیلیش با همسر صحرا یکی بوده و برایش کار میکرده، او را به عقد خود در آورده است، و حالا چون هنوز صاحب شناسنامه زنده است، صحرا میخواهد که نام او را از شناسنامه خود پاک کند، پس دوستانه این موضوع را با طاهر مطرح میکند، اما طاهر به فکر اخاذی کردن از صحرا میافتد...
نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمیجوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج میگیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه میکند…