برچسب مینا دلشاد

ستایش 3 1397

در فصل سوم، حشمت فردوس که به دنبال بازیابی اعتبار از دست رفته‌اش است، به واسطهٔ نوه‌اش، محمد، به ستایش نزدیک و در خانهٔ او ساکن می‌شود. صابر که از رفتارش با حشمت پشیمان است، با نقشهٔ پری‌سیما کشته می‌شود و پری‌سیما صاحب همهٔ اموال حشمت فردوس می‌گردد. انیس، توانائی تکلم خود را بازمی‌یابد و تهدیدی بزرگ برای پری‌سیما محسوب می‌شود. در همین گیر و دار، ستایش درگیر یک رابطهٔ عاطفی با پسر همسایه‌اش می‌شود. رابطه‌ای که مشکلات جدیدی را پیش رویش می‌گذارد. حشمت فردوس با همراهی نوه‌اش، محمد و همکاری زن باغداری به نام «خانوم بزرگ»، موفق می‌شود بخشی از سرمایه‌های از دست رفتهٔ خود را زنده کند. از طرفی نازگل، نوهٔ حشمت با همکاری شوهرش موفق می‌شود اسنادی برای ابطال وکالت‌نامهٔ حشمت فردوس به پسرش که موجب از دست رفتن اموالش شده‌است، بدست بیاورد. در همین اثنا، مهدی مظفری که به ستایش علاقه‌مند شده، از او خواستگاری می‌کند، اما در اتفاقی ناگهانی تصادف می‌کند. ستایش، پس از این تصادف تصمیم می‌گیرد به مهدی جواب مثبت بدهد. این تصمیم او با واکنش منفی اعضای خانواده همراه است. ستایش علی‌رغم مخالفت خانواده‌اش با مهدی مظفری ازدواج می‌کند. پری سیما که از موفقیت وکلای فردوس در ممانعت از فروش اموال وی با خبر می‌شود با همکاری راننده اش حمید، نقشه قتل حشمت فردوس را می‌کشد و برای این کار از زیور، زن دوم صابر کمک می‌گیرد. انیس، زن اول صابر که از نقشه پری سیما با خبر است، حشمت را از نقشه قتل مطلع می‌کند. اما حشمت باور نمی‌کند و به سر قرار می‌رود. زیور، حشمت را به یک کارخانه قدیمی می‌کشاند و حمید و همدستانش حشمت را دوره می‌کنند تا او را به قتل برسانند. در همین اثنی پلیس از راه می‌رسد و حمید، زیور و بقیه همدستانش را دستگیر می‌کند. پری سیما پس از تماس حمید و دریافت خبر دستگیریشان، به انیس حمله می‌کند تا او را خفه کند. برادر انیس با دیدن این صحنه سراسیمه، خود را به حیاط خانه می‌رساند و به سمت پری سیما شلیک می‌کند و او را به قتل می‌رساند. حشمت فردوس که حالا قاتلان پسرش را می‌شناسد، اعلام می‌کند شکایتی از کسی ندارد. پس از پایان این غائله، حشمت از ستایش درخواست کرد که برای او از خانم بزرگ خواستگاری کند. ستایش نیز به همراه محمد از خانم بزرگ خواستگاری می‌کنند. خانم بزرگ به شرط سپردن کارها به محمد و بازنشسته شدن حشمت و همچنین برگزاری مراسم عروسی، به حشمت جواب مثبت می‌دهد و با او ازدواج می‌کند. اموال حشمت با پیگیری نازگل و شوهرش باز پس گرفته می‌شود و ستایش و محمد ادارهٔ غرفهٔ میوه فروشی حشمت فردوس را بر عهده می‌گیرند.

گمشدگان 1396

این مجموعه دربارهٔ دختری جوان به نام ترنج است که در رشته عکاسی تحصیل می‌کند و به این حرفه مشغول است. او برای تغییر شرایط زندگی وارد مسیری می‌شود که اتفاقات پیش‌بینی‌نشده زیادی را به همراه دارد.

بیگانه ای با من است 1399

قصه و سناریو این سریال، در دهه شصت و سال ۶۹ و پیرامون شخصیت نساء (شبنم قلی‌خانی) می‌باشد، نساء کارگر زوجی به نام‌های مینو و امیرعلی در شیراز است و در پی فرار کردن نساء از دست شوهرش برای نفروختن بچه اش، همراه با این زوج راهی یک سفر می‌شود، که همین سفر، خود، شروع ماجراهای این سریال است، در ادامه داستان زندگی نسا، دروغ وارد زندگی او می‌شود و همان دروغ، موجب دروغ گفتن‌های بعدی او و آغاز ماجراهای جدیدی برای او می‌شود

مسلخ 1395

داستان زوجي جوان به نام آوا و آرش را روايت مي‌کند که قبل از پيوند زناشويي شرطي براي ازدواج را دختر در نظر مي گيرد اما براساس شرايط کاري آرش امکان پايبندي به اين شرط وجود ندارد و پاي مردي به زندگي اين زوج جوان باز مي شود.