برچسب میلاد یزدانی

هزار و یک شب 1404

این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت می‌شود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوه‌های غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. داستان در تهران آغاز می‌شود، جایی که رشته‌ای از ناپدید شدن‌ها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.

مترجم 1401

یک مترجم جوان در شغلش مسیرهای تازه‌ای را کشف می‌کند. رفتن در این مسیرهای پر پیچ و خم باعث می‌شود تا او به رازی خانوادگی پی ببرد که بر زندگی و آینده‌ خود و خانواده‌اش سایه می‌اندازد. سایه‌ای که می‌تواند آرامش یک شهر را تهدید کند.

کوچه رهایی 1392

این فیلم داستان جوانی را روایت می کند که برای تامین هزینه عمل خواهرش به هر دری می زند و نتیجه نمی گیرد. در همین حال نادر که یکی از همسایگان امیر بوده در جریان این موضوع قرار می گیرد و به او پیشنهاد می دهد که برای تهیه این مبلغ به دزدی بروند و از کسی که سالیان سال نزول خواری می کرده این مبلغ را بدزدند اما...

نوبت لیلی 1401

لیلی از طریق کتابی مرموز در می‌یابد که او و خانواده‌اش تاکنون در زمان و مکان‌های بسیاری زیسته‌اند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگی‌های زیسته معنا بدهد و ...

یک خواب راحت 1393

داستان درباره مردی به نام شهرام است که نقش او را کامبیز دیرباز ایفا می کند. شهرام کلاهبردار است و به همین دلیل به زندان افتاده است. پس از چند سال شهرام از زندان آزاد می شود. او به دیدن نامزدش مریم می رود. نقش مریم را نفیسه روشن ایفا می کند. اما مریم از کارهای شهرام ناراحت است. او نمی خواهد دیگر شهرام را ببیند. شهرام حتی به دوست خود احد هم رحم نکرده است و پول او را خورده است. احد پول خود را پیش شهرام امانت گذاشته بود اما شهرام با آن پول هم کلاهبرداری کرده است. پس از چند روز بهرام برادر شهرام که نقش او را مرحوم علی برقی ایفا می کند، از شهرستان به دیدن شهرام می آید. با ورود بهرام به زندگی شهرام، زندگی شهرام کلا تغییر می کند و اتفاقات جدیدی در زندگی او می افتد….

بی رویا 1399

داستان فیلم درباره زنی به نام رویا است که دختری را به خانه خودش و بابک می‌آورد، او و بابک قصد مهاجرت دارند و این دختر که هیچ حرفی نمی‌زند و زیر باران در خیابان بوده، حالا مهمان تازه خانه آنهاست. رویا می‌خواهد پدر و مادر این دختر را پیدا کند و سعی می‌کند به دنبال والدین او بگردد اما دائم به بن بست می‌خورد. با گذشت زمان اما به نظر می‌رسد که این دختر می‌خواهد هویت رویا را بدزدد، او خودش را رویا می‌نامد و بابک و هم این دختر را همسرش می‌داند. رویا معنی این چیزها را نمی‌فهمد و وقتی از دوستانش هم پیگیری می‌کند می‌فهمد که آنها هم معتقدند که او رویا نیست و این مساله او را به شدت گیج می‌کند…

یادآوری 1392

سریال یادآوری داستان افرادی را روایت می‌کند که پس از مرگ، فرصتی دوباره برای زندگی می‌یابند. کسانی که سرنوشت، آنان را بعد از رویارویی با مرگ و بازگشت به حیات، به هم پیوند می‌زند؛ و اکنون، این نجات‌یافتگان می‌کوشند تا…