برچسب میلاد حسینی

نارگیل 2 1398

داستان دربارهٔ سه عروسک طلسم شده‌است که بابا حاجت از آن‌ها مراقبت می‌کند و به دنبال معجونی می‌گردد تا طلسم بدی را از آن‌ها بردارد. از سوی دیگر بابا حاجت مریض می‌شود و دامادهای او به این فکر می‌افتند تا سراغ گنج پنهان او بروند.

محرمانه 1402

سریال محرمانه روایتی است از پیشرفت‌های علمی دانشمندان کشورمان در حوزه پزشکی و ساخت واکسن کرونا که واکنش مغرضانه دشمن را در بردارد تا با ایجاد اختلال، مانع از دست‌یابی ایران به این موفقیت بزرگ شوند…

انفرادی 1398

فیلم انفرادی داستان مردی بنام (مهدی هاشمی) است که به افرادی پرنفوذ بدهکار است و تصمیم می‌گیرد مثل گذشته سرقت کند و از دوست دوران جوانی (رضا عطاران) و همکارش (احمد مهرانفر) درخواست می‌کند تا کمکش کنند. این سه دوست از دزدی ماشین شروع می‌کنند تا عتیقه اما وقتی پول کافی بدست نمی‌آورند متوجه می‌شوند باید کار جدید انجام بدهند، اقدام به سرقتی بزرگ می‌کنند و وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم می‌زند.

نارگیل 1400

یک سفر جادویی و بزرگ سراسر دلهره آور و پر از اتفاقات هیجان انگیز به دلیل اینکه پدر و مادر هاله دچار طلسم وروره شدن او میخواهد با این سفر آنان را نجات دهد سه عروسک و تمام برادرانش آماده رفتن شده اند

خواب زمستانی 1386

سه خواهر از سه نسل مختلف، در شرایط سخت مالی با هم زندگی می کنند و در تلاشند تا راه آینده ی خود را انتخاب نمایند... «فریده» که بعد از مرگ پدر، عهده دار سرپرستی خواهران کوچکتر خود «فرزانه» و «فرشته» است بر اثر حادثه ای، عاقبتش به صندلی چرخدار کشیده می شود و ناچار کارش - تدریس - را رها کرده و خانه نشین می شود... «فرزانه» که در کارخانه ای مشغول شده، مورد علاقه و خواستگاری «مصفا» مدیر کارخانه قرار می گیرد، اما او خواستگار دیگری نیز در کارخانه دارد، «بهرام » طراح کاشی ها... «فرشته» که به رشته ی تحصیلی اش در دانشگاه (حسابداری) بی علاقه است، در جستجوی شغلی برای خود است. «حامد» شاگرد نجار محله، علاقمند اوست و سعی دارد فرشته را در کارهایش یاری دهد... دائی «مصفا» که در پی کار خواهرزاده اش است بعد از آشنایی با «فریده»، علاقمندش شده و او را به ادامه ی فعالیت گذشته اش - تدریس - ترغیب می کند... «فرشته» در جستوجوی شغل، به آموزشگاه بازیگری می رود و چون در این رشته مستعد است، به زودی به برابر دوربین می رسد و از این پی سعی می کند که از «حامد» دور شود... مصفا وقتی پاسخی از «فرزانه» نمی شنود، از تصمیم اش منصرف می شود، امّا «بهرام» مجدانه خواستگار و خواهان «فرزانه» است... «فریده» مجدداً کار گذشته اش، تدریس را از سر می گیرد...