برچسب میرمحمد تجدد

بالاتر از خطر 1375

مسعود كه خارج از كشور است خواهرش را در ايران درگير يك معامله ي غيرقانوني ارزهاي تقلبي مي كند و خواهرش سرقرار حاضر مي شود اما با درگير شدن پليس با دلالان ارزهاي تقلبي، خواهر مسعود كشته مي شود و مريم دخترخواهر مسعود همسرش امير را كه يكي از افراد پليس است مسئول مرگ مادر مي داند. از طرفي مسعود با شنيدن خبر كشته شدن خواهرش به ايران بازمي گردد تا انتقام بگيرد. اما در يك توطئه به قتل همسرش متهم مي شود. پليس كه از توطئه دلالان بر عليه مسعود مطلع است قصد دارد از طريق او رؤساي باند دلالان ارزهاي تقلبي را دستگير كند و در اين كار موفق هم مي شود. و به مريم هم ثابت مي شود كه امير در جريان كشته شدن مادرش مقصر نبوده است.

لوکوموتیوران 1379

لوكوموتيوران پير جنوبي با شروع جنگ مجبور به ترك شهر مي شود اما اميد پسرش و تازه دامادش در شهر مي مانند و به دفاع در مقابل دشمن مي پردازند. و تنها يك بار به ديدن خانواده مي آيند و ديگر خبري از آن ها نمي شود. لوكوموتيوران بعد از اينكه همسرش را از دست مي دهد به اتفاق دختر و نوه ي مريضش عطيه منتظر برگشت پسر و دامادش هستند كه البته بعد از تمام شدن جنگ و آمدن اسراء باز هم هيچ خبري از آن ها نمي شود. تا اينكه يكي از آزادگان به نام دكتر شادمان خبر شهادت اميد، لوكوموتيوران را به او مي دهد و چند روز بعد هم ستاد معراج شهداء خبر شهادت داماد لوكوموتيوران را به آن ها مي دهد. از طرفي دكتر شادمان دوست اميد، تصميم مي گيرد عطيه نوه ي پيرمرد را عمل كند و بعد از عمل موفقيت آميز عطيه و به هوش آمدنش، او دكتر شادمان را در هيئت پدر مي بيند و او را پدر خطاب مي كند.

شرقی 1387

داستان حامد مشرقي دانشجوي رشته تئاتر را روايت مي‌کند که قصد دارد کاري را براي شرکت در جشنواره آماده کند. نامزدش هم او را ياري مي دهد تا اينکه حامد ناخواسته در شرايط بحراني قرار مي‌گيرد و گروهش از هم مي‌پاشد و نامزدش نيز او را ترک مي‌کند. مادرش او را ترغيب مي‌کند براي مقابله با شرايط بحراني‌اش خاطرات يک صبح تا شب دوران مهاجرت او و خسرو (پدرش) به تهران را مرور کند که او در حين مرور خاطرات متوجه شباهت‌هاي زيادي بين گذشته پدرش و امروز خود مي‌شود.