برچسب میثم فلاح

نجلا 1399

قصهٔ سریال نجلا در سال ۱۳۵۸ می‌گذرد و دختری به یک پسر عاشق در آن اوضاع آشفته و نا امنی‌ها وعده‌ای می‌دهد که طی آن اگر پسر بتواند او را از مرز ایران و عراق رد کند و به زیارت اربعین برسد، در قبال عشقش به او پاسخ مثبت می‌دهد، اما همهٔ این‌ها در طول مسیر دست‌خوش اتفاق‌هایی می‌شود.

گیله وا 1396

این سریال به موضوع قحطی در دوران میرزا کوچک خان جنگلی می پردازد و حواشی و سختی ها و نقش انگلیس در قحطی و بحران در این ایران را به تصویر کشیده است.

23 نفر 1397

فیلم سینمایی «۲۳ نفر» اقتباسی از خاطرات ۲۳ نفر از رزمندگان نوجوان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سن و سال بین ۱۳ تا ۱۷ سال سن داشتند.

مقلد شیطان 1386

تبهكاري به نام جمشيد سيف كه با دقت و حوصله از سوژه هاي خود عكس و مداركي را تهيه مي كند، با تهديد آنها مبني بر برملاشدن مدارك مورد نظر همكاري و هم ياريشان را در انجام اعمال پليدش جلب مي كند. مدير بازرگاني يك شركت آخرين سوژه اوست. اما در اين ميان يك افسر پليس جوان نسبت به اعمال خلاف قانون مدير بازرگاني مشكوك مي شود. جمشيد سيف قصد دارد پليس جوان را نيز به همان شيوه در اختيار بگيرد، اما...

فرشتگان قصاب 1391

«فرشتگان قصاب» روایتی است بدیع از حضور نیروهای آمریکا و نیروهای بین‌المللی سازمان ملل در خاک افغانستان و جنایت‌های آنان در قاچاق اعضای بدن کودکان افغان. فرهاد و گیسو زن و شوهر افغانی که منتظر تولد فرزند خود هستند، در مخمصه‌ای گرفتار می‌شوند. گیسو معلم مدرسه است و فرهاد در کمپ سازمان ملل که در افغانستان مستقر است، به عنوان مترجم کار می‌کند. در این میان، نیروهای ارتش آمریکا به مدرسه‌ای که گیسو در آن درس می‌دهد، حمله کرده و فرهاد تلاش می‌کند تا ....

ایستاده در غبار 1394

احمد متوسلیان که دوران نوجوانی‌اش را در سکوت گذرانده و اکنون بزرگتر شده، فرمانده لشکری می‌شود که باید در دروازه‌های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای ایران رقم می‌خورد. این فیلم دربارهٔ زندگی احمد متوسلیان است.

نهنگ عنبر 1393

ارژنگ صنوبر (رضا عطاران)، مردی ۵۰ ساله، در زندگی خود دچار تجربه‌های متفاوت و سخت عاشقانه‌ای می‌شود و فیلم بازگوکننده آن ماجراهاست. او که از کودکی رؤیا (مهناز افشار) را دوست داشته، به دلایلی نمی‌تواند با او ازدواج کند و رؤیا با توجه به محدودیت‌های اجتماعی دههٔ شصت، به همراه خانواده‌اش راهی آمریکا می‌شود. ارژنگ که هرگز رؤیا را فراموش نکرده، دست به کارهای عجیب و غریبی می‌زند و در مقاطع مختلفی باز با رؤیا روبه‌رو می‌شود. اما هر بار ناکام می‌ماند. او که حالا در دههٔ پنجم زندگیش ثروتمند شده، دردمندانه و مصرانه از رؤیا می‌خواهد که در ایران بماند و با او زندگی کند. سکانس پایانی فیلم به تصمیم رؤیا می‌پردازد.در آخر ارژنگ رویا را راهی آمریکا میکند اما رویا دوباره برمیگردد.