سرخ به رنگ عقیق 1395
مادری ۲۰ سال است منتظر فرزند مفقودش است که...
مادری ۲۰ سال است منتظر فرزند مفقودش است که...
این فیلم چهار اپیزودی با درونمایهای مذهبی و اعتقادی، سعی در نمایش چهار گوشه از ارتباط مردمان معاصر با فرهنگ و منش عاشورایی دارد.
در آخرین روز تابستان سال 1359 وقتی فرشته و خانوادهاش آماده میشوند در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند، غرش صدای هواپیماهای جنگندهای که از مرز عبور کردهاند موجب میشود پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانوادهاش را از مهلکه بدر ببرد...
«اسماعیل مینوی» کارآگاه پلیس آگاهی است. بعد از سالها با او تماس میگیرند تا برای تحویل بقایای پیکر برادر شهیدش به خرمشهر برود. اسماعیل راهی سفر میشود و در راه، نزدیک خرمشهر تصادف میکند؛ اما انگار این حادثه بهانه ای است برای کشف راز یک قتل.
داستان فيلم به اوايل جنگ و حمله عراق به خرمشهر باز مي گردد. اين نوجوان تنها به انگيزه دفاع از آب و خاك و ناموس، رشادت هاي بسياري را بروز داده است. اين نوجوان در ابتدا به دست نيروهاي عراقي مي افتد و مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد اما اعتماد عراقي ها را جلب كرده و مواد غذايي، مهمات و گراي دشمن را به نيروهاي ايراني مي رساند.