برچسب میثم دامن زه

غریبه و باد (کوتاه) 1397

راننده نعش‌کشی پس از تحویل گرفتن جنازه‌ایی، در راه مقصدش برای خوردن صبحانه به قهوه‌خانه دوستش می‌رود‌. صاحب قهوه‌خانه به راننده پیشنهاد جابه‌جایی پدرش با جنازه را می‌دهد.