یادآوری 1392
سریال یادآوری داستان افرادی را روایت میکند که پس از مرگ، فرصتی دوباره برای زندگی مییابند. کسانی که سرنوشت، آنان را بعد از رویارویی با مرگ و بازگشت به حیات، به هم پیوند میزند؛ و اکنون، این نجاتیافتگان میکوشند تا…
سریال یادآوری داستان افرادی را روایت میکند که پس از مرگ، فرصتی دوباره برای زندگی مییابند. کسانی که سرنوشت، آنان را بعد از رویارویی با مرگ و بازگشت به حیات، به هم پیوند میزند؛ و اکنون، این نجاتیافتگان میکوشند تا…
داستان این سریال از گم شدن یک دختر ۳ ساله در زمان جنگ ایران و عراق شروع میشود و پس از سی سال پیدا شدن این دختر خانواده عباس مودت (سعیدنیک پور) دچار دگرگونی میشود…
فیلم، داستان۴ سرباز گروهان موزیک را روايت مي كند كه در آستانه تحویل پادگان به فرمانده جدید ، هر کدام به دلایلی از پادگان فرار می کنند و در جاده منتهی به تهران با راننده خودرویی آشنا می شوند که از قضا عازم تهران است . عزیز آقا از کسانی است که در دوران دفاع مقدس پای راست خود را تقدیم وطن کرده و هنوز هم با یادگارهای آن دوران حشر و نشر دارد از این رو ۴ سرباز نیز او را در دیدارهایی که وی در تهران دارد همراهی می کنند. عزیز آقا همچون پدری مهربان ، زمانیکه پای درد و دل های سربازان فراری می نشیند آنها را هدایت کرده و مشکلاتشان را حل می کند و همین سبب می شود تا جوان ها علاقه خاصی به وی داشته باشند بی آنکه بدانند در پایان سفر و مجاب شدن آنها به بازگشت به پادگان کسی که منتظر دیدار با آنها است سرهنگ عزیز ، فرمانده جدید پادگان خواهد بود.
احمد یاوری معلم بازنشستهای است که چند سال پیش زن و فرزندش را بر اثر سانحه رانندگی از دست داده و در حال حاضر در دوره بازنشستگی، در یک باشگاه ورزشی مربیگری میکند. او مامور میشود بهسراغ فرزند دوستش که یک سال است با پدرش قهر کرده برود و…
نیما و نوشین بالاجبار باید تعطیلات خود را در نزد دایی حمید، در هتلی جنگلی در شمال کشور سپری نمایند. نیما در پی کشف شنیدههایش حاکی از زندگی بزبز قندی و بچههایش در این منطفه به دنبال کشف آنها است. پیگیری نیما و کمکهای نوشین و دایی حمید راز زیبا جادوگر صاحب هتل را فاش مینماید. زیبا، شنگول و منگول و حبه انگور را به بند کشیده و قصد دارد جنگل سرسبز را به کمک گرگ بدجنس خشک نماید.
محوریت اصلی سریال زخم، زنانی است که به عنوان مشاور در نیروی انتظامی مشغول به کار هستند. داستان این سریال دربارهٔ سروان الهام پویا با بازی اوتادی است که دانشآموخته روانشناسی و فارغالتحصیل دانشکده افسری بوده و به عنوان مشاور و مددکار در کلانتری ۱۳۲ مشغول به کار میشود. او که به خاطر انتخاب چنین شغلی به شدت با پدرش دچار مشکل است، حالا در مواجهه با چالشهای اجتماعی درگیر معضلات و مشکلات بزرگتری میشود …
موجودات فضایی با تصور اینکه ساکنان زمین تهدیدی برای موجودات جهان هستند گروهی را روانه این سیاره میکنند تا با زمینیها، رفتار و فرهنگ آنها بیشتر آشنا شوند و به این ترتیب در مورد نابود کردن آنها در صورت لزوم تصمیم بگیرند. این گروه چهار نفره در هیبت انسانی در قالب یک زوج (به نامهای بهرام و ناهید)، یک دختر جوان (ستاره) و یک پسر جوان (شهاب که در واقع رباتی انسان نما و قدیمیست) به زمین فرستاده میشوند. آنها در خانه دو برادر به نامهای فرخ افروخته (حمید لولایی) و فرید افروخته (رامبد جوان) به عنوان مستأجر ساکن میشوند و تظاهر میکنند که از سوئد آمدهاند. فرید یک نویسنده است و مشکلات بسیار فراوانی دارد. او در ادامه متوجه میشود که آنها فضایی هستند. در هر قسمت این سریال در مورد یکی از عادات بد انسانها بحث میشود و در پایان آن داستان، بهرام (حسن معجونی) گزارش خود را به کنفدراسیون راه شیری میفرستد.
داستان از جایی آغاز میشود که جمشید کاظمی (کیکاووس یاکیده) ملقب به هوش سیاه پس از دستگیری و زندانی شدن در پایان سری اول، تصمیم به فرار از زندان میگیرد. او که یک نابغه رایانه و متخصص در انجام جرائم اینترنتی است، از این توانایی خود در امور غیرقانونی و خلاف بهره میگیرد. با گریز هوش سیاه از زندان، سرگرد احمدی (حسین یاری) برای دستگیری مجدد او وارد عمل میشود و... .