برچسب میترا زنگویی

توریست 1390

«مجتبی» پسربچۀ 10 ساله‌ای است که در روستایی در اطراف کرمان زندگی می‌کند. خانۀ آنها میزبان گردشگران خارجی است. او یک موتور چهارچرخ «آفرود» داشته و دوست ندارد که موتورش را به پسربچۀ آلمانی به نام «توبیاس» که مهمان خانۀ آنهاست بدهد. اصرارها و بهانه‌های او برای منصرف کردن پسرک آلمانی به جایی نمی‌رسد و توبیاس سوار موتوری می‌شود که مجتبی از قبل آن را دستکاری کرده و همین امر باعث می‌شود تا توبیاس با موتور تصادف کند و به شدت آسیب ببینند. پدر توبیاس خسارت خرابی موتور را داده و از روستا می‌روند؛ اما مجتبی بخاطر کاری که با توبیاس کرده بسیار ناراحت و نادم است. بخصوص وقتی که می‌شنود اگر بخوابد و بابت کاری که کرده است توبه نکند خدا توبه‌اش را نمی‌پذیرد. او به همراه دوستش سالو راهی سفری چند روزه می‌شوند تا توبیاس را پیدا کرده و از او حلالیت بطلبد، درحالیکه می‌خواهد حتماً بیدار بماند...

پاپ 1392

فیلم داستان یک خانواده بوشهری را در سه اپیزود روایت می‌کند و در هر اپیزود (که به نام یک کشور است) داستان بر یکی از کاراکترها متمرکز است. داستان دختر دانشجویی که همکلاسی و معشوقش به دلیل یک اعتراض ساده دانشجویی به زندان افتاده و دختر در به در دنبال راهی برای آزاد کردن اوست، داستان یک نوازنده خیابانی و رویاهایش و داستان پسرش که به امید رسیدن به عشقش می‌خواهد به شکل خطرناکی به اروپا برود.
در اپیزود سوم شخصیت اصلی، یک نوازنده سیاه‌پوست تنگ‌دست دوره‌گرد است که سلایق و ذهنیاتش تناسب چندانی با طبقه اقتصادی‌اش ندارد! کتابخوان و روشنفکرمآب است. پاتوقش کتاب‌فروشی است که با چند نفر روزها در آن جمع می‌شوند و درباره سیاست و مذهب بحث و جدل می‌کنند. شعر لنگستن هیوز می‌خواند و عاشق موسیقی جاز است. خود نیز ساکسیفون می‌زند و کنار خیابان به همراه پسر و دو دوستش موسیقی جاز سیاه‌پوستان حاشیه می‌سی‌سی‌پی را اجرا می‌کند. یک گعده گنگ‌واره هم با چند سیاه‌پوست همشهری‌ دارد.