آخر دنیا 1387
این فیلم درباره زنی میانسال به نام فروغ میباشد که راهنمای یک گروه گردشگری است. او در پایان سفر بیمار میشود و همسرش شهریار به ناچار با تعویق پروژه خود در روستا میماند.
این فیلم درباره زنی میانسال به نام فروغ میباشد که راهنمای یک گروه گردشگری است. او در پایان سفر بیمار میشود و همسرش شهریار به ناچار با تعویق پروژه خود در روستا میماند.
این فیلم درباره پیدا شدن پیکر مفقودالاثران جنگ تحمیلی بعد از 18 سال در ارتفاعات پربرف کردستان است که خانواده های آنها برای شناسایی به کردستان می روند.
مجموعه تلویزیونی پنجره شامل اپیزودهای«قلب»، «فراز»،«امید» ، «مادر»، «بعد از طلاق»، «همکلاسی»، «آسانسور»، «پرتره» میباشد.
«ذبیح» تیمساری را که باعث مرگ همسر و زندانی شدن او بود پیدا میکند، تیمسار سه سال است که به ایران بازگشته و در خانه سالمندان زندگی میکند؛ ذبیح برای اینکه بیشتر به تیمسار نزدیک شود به خانه سالمندان میرود و...
"طوبی"، دفتری از آسمان دارد که نشانی صدها مادر داغدار در آن است. مادرانی که فرزندانشان در جنگ تحمیلی شهید شده اند و حالا در آرزوی دیدار آنها هستند. آرزویی که در واقعیت جاری محال و رویایی به نظر می رسد. طوبی رازی را می داند و قصد دارد آن را با دیگران تقسیم کند و ...
درباره دو خانواده سنتي است که در خانهاي قديمي زندگي ميکنند. پسر جوان قرار است براي کار به خرم آباد برود. حاج احمد عموي او با اصرار برايش بليت هواپيما ميگيرد و فردا خبر ميرسد که هواپيما سقوط کرده است و اين آغاز درگيري ها و چالش هاي داستان در زندگي اين دو خانواده مي شود.
رسول كه به اتفاق همسرش زينب و پسر كوچكش محسن در دزفول زندگي مي كند، در تدارك جشن تولد پسرش است. او به همسر برادرش بهمن كه آموزگار است و در شهر ديگري زندگي مي كنند مي گويد كه براي شركت در تولد پسرش به دزفول بيايند. حمله هوايي عراق به دزفول شروع مي شود و رسول، همسر و كودكش را در جريان اين حمله از دست مي دهد. دشمن درصدد نابودي پادگان كرخه و تصرف پل كرخه به دليل اهميت استراتژيك آن است. چند تن از رزمندگان براي جلوگيري از پيشرفت عراقي ها آماده مي شوند. رسول نيز به رزمندگان ملحق مي شود. سيدرضا، دوست رسول به او تأكيد مي كند كه ما براي انتقام نمي جنگيم. يك سرگرد عراقي كه فرماندهي آن منطقه را بر عهده دارد از طرح رزمندگان آگاه مي شود. رزمندگان از مناطق مين گذاري شده عبور مي كنند و در نبرد سختي با نيروهاي دشمن، تعدادي از رزمندگان به شهادت مي رسند. پس از مدتي رزمندگان موفق مي شوند سنگر فرماندهي دشمن را نابود كنند. آنان بار ديگر در يك بيشه با نيروهاي عراقي روبرو مي شوند كه اين بار نيروهاي ايراني متحمل تلفات بسياري مي شوند. رسول و سيدرضا، رسول و سيد رضا، شاهد كندن چاله اي عميق توسط نيروهاي عراقي هستند كه قرار است به عنوان گور دسته جمعي از آن استفاده شود. رسول و سيدرضا خود را به پل كرخه مي رسانند و در حالي كه مقدمات تخريب پل را آماده مي كنند، سيدرضا با گلوله يك افسر عراقي به شهادت مي رسد و رسول نيز در يك نبرد تن به تن با يك افسر ديگر عراقي، موفق به كشتن دشمن مي شود ولي در آخرين لحظه، در حالي كه به شدت زخمي شده، موفق به تخريب پل مي شود.