سیمره (کوتاه) 1401
ایام دهه فجر است و با نزدیک شدن به روز 22 بهمن، بچههای مدرسه قصد برگزاری جشن پیروزی انقلاب را دارند. با بیمار شدن خانم معلم، بچهها تصمیم میگیرند همه کارهای جشن را خودشان انجام دهند. سه نفر از آنها برای تهیه وسایل تزئین، به روستای دیگری میروند، اما در راه برگشت به خاطر گم کردن مسیر به شب میخورند. از سوی دیگر اهالی آبادی که از گم شدن بچهها باخبر شدهاند برای یافتن آنها بسیج شده و در نهایت موفق به پیدا کردنشان میشوند. روز 22 بهمن فرارسیده و مراسم جشن به خوبی برگزار میشود.
سریال"خانواده قناعت"با موضوع اجتماعی داستان خانواده ای به نام قناعت را به تصویر می کشد. هرقسمت از این سریال حول موضوعی خاص حرکت می کند . داستان به صورت است که در هر قسمت به یک موضوع پرداخته می شود و خانواده قناعت سعی در کمک کردن و حل مشکلات دیگران در شب عید را دارند.
مراسم عروسی زوجی جوان از دو ایل متفاوت به دلیل کشته شدن مردی از ایل داماد به هم می خورد. یک سال بعد ، هنگام کوچ ایل از گذرگاه «ایل وگ» فرا می رسد. بزرگان هر دو ایل برای برقراری صلح تلاش می کنند. پدر داماد مراسم قسم خوردن را برای یافتن قاتل برگزار می کند و جلوداران ایل دیگر را که برای باز کردن گذرگاه رفته اند از مرگ در سرما می رهاند و .....
قصهای از ادبیات شفاهی ایل بختیاری داستان آن روایتی از یک دختر(ماه تی تی) است که مادرش هنگام تولد فوت میکند و بعد از فوت مادرش، پدر آنها همسری دیگر میگیرد. از نامادری اش صاحب 6 خواهر میشود. نامادری بسیار ظالم و تنبل است که سخت آن دختر را آزار و اذیت میکند و تمام زحمات را به دوش آن دختر می اندازد. پدر که از این همه تنبلی همسر و دیدن اذیت شدن دختر بزرگترش رنج میبرد او را به روستایی دیگر نزد مادربزرگ مادری اش فرستاد و بعد از طی مدتی «ماه تی تی» و شش خواهرش همدیگر را میبینند و بعد از طی یک سری اتفاقات دختران گیر الازنگیها موجوداتی دیو گانه میافتند؛ که با درایت و زیرکی دختر بزرگتر همان ماه تی تی با فریب و کلک زدن به الازنگیها خود و خواهرانش را از اسارت رهانیده فرار و به ایلشان بازمیگرداند. همچنین کارگردان این فیلم راجعبه انتخاب بازیگران توضیحاتی داده وی بیان کردهاست که در این فیلم از بازیگران تهرانی و بازیگران بومی منطقه استفاده کرده و لهجه رایج فیلم هم گویش محلی بختیاری است.
«همسفران باد» روایتگر زندگی دانشجوی جوانی است به نام مرجان که قصد دارد پس از ارائه پایان نامه خود با موضوع مردم شناسی با موضوع مردم با موضوع مردم شناسی کشور را به قصد آمریکا ترک کند. اما خانواده او با این سفر مخالفند. مرجان برای تکمیل پایان نامهاش به توصیه استادش عازم مناطق عشایر نشین می شود در «همسفران باد» چهار دانشجو در شهرکرد، تصمیم میگیرند از مناطق عشایری چهارمحال و بختیاری، به عنوان منبع تحقیقاتی برای پروژه پایانی دانشگاهی خود استفاده کنند. «جلال» در اثر یک سانحه تصادف رانندگی میمیرد و «یوسف» تصمیم میگیرد پروژه تحقیقاتی وی را پس از تکمیل با نام خود او ارائه دهد، اما مردم ایل گمان میکنند «یوسف» تصمیم به غارت گنجینه تاریخی آنها دارد.
عزیز که دکتر میباشد به همراه همسرش(نگار) برای گذراندن دوران طرح خود به روستایی میروند. زن علاقه ای به ماندن در جای دورافتاده ندارد. علیمردان روستایی که با ماشین خود دکتر را به روستا میبرد تا فرهاد که پیرمردی در روستا میباشد را ملاقات کند. در راه ماشین علیمردان خراب میشود و مجبور میشوند از مسیر صعب العبوری گذر کنند. به سختی از مسیر عبور میکنند و به روستا میرسند. پس از معاینه فرهاد توسط دکتر، مشخص میشود که او برای درمان باید به شهر بروند. علیمردان به همراه سیاوش(مرد روستایی) با تراکتور به سمت ماشین میروند تا ماشین را تعمیر کنند تا به شهر بروند. از قضا زن علیمردان حامله است. وقتی با ماشین برمیگردند متوجه میشوند وقت زایمان زن علیمردان است. زن علیمردان را سوار ماشین میکنند ولی ماشین در راه داخل رودخانه گیر میکند. درد زایمان بالا گرفته و دکتر اعلام میکند مادر دیگر دوام نمیارد و باید بچه را نگه داشت. علیمردان این درد را باور نمیکند و پس از مرگ زنش دیوانه وار به سمت جنگل میرود. زن و مرد دکتر به تنهایی از آب عبور میکنند تا به شهر بروند
بز کوهي که به روستاه پناه آورده، قرار است قرباني يک رسم محلي شود و جولي پسربچهاي است که تا عصر، قبل از مسابقه اسکي، فرصت دارد او را نجات دهد.