ماجرای ازدواج مجید 1394
قصه این فیلم حول محور ازدواج یک شخص می گذرد که در آن شاهد اتفاق و حوادث های مختلف و گوناگونی هستیم...
قصه این فیلم حول محور ازدواج یک شخص می گذرد که در آن شاهد اتفاق و حوادث های مختلف و گوناگونی هستیم...
مادري زحمتکش که پس از مرگ همسرش، تنها پسرش، امير را بزرگ کرده است. امير ازدواج مي کند اما شرط پدر دختر اين است که خانه پدري امير به نام دخترش ثبت شود. امير مادرش را تحت فشار مي گذارد تا هر چه زودتر خانه را به نام عروس کند، کار آن ها به مشاجره مي کشد و اعصاب مادر به هم مي ريزد. او که آشپز خانه سالمندان است، در همان روز به دليل مشغله فکري غذاي خانه سالمندان را مي سوزاند و همين خطا باعث اخراج او مي شود. با فشارهاي امير و عروسش مادر تصميم مي گيرد بي خبرخانه را ترک کند؛ اين در حالي است که يکي از زناني که از سوي فرزندانش به خانه سالمندان برده شده نيز به مادر پناه آورده، چون نمي خواهد در خانه سالمندان بماند. آن ها خانه اي کوچک اجاره مي کنند و بعد هر دو براي پيدا کردن کار راهي خيابان ها مي شوند و اتفاقي به رستوراني مي روند که صاحب آنجا به يک آشپز نياز دارد. اما صاحب رستوران هم با پسرش دچار مشکل است و...
این فیلم داستان دو خانواده را روايت ميكند . پسر بچهاي 10 ساله از يك خانواده تصوري براي خود دارد كه در خانهي خانوادهاي ديگر گنجي را پيدا كند؛ بنابراين براي پيدا كردن گنج به آن خانه ميرود و نقشههايي را دنبال ميكند كه هر كدام به نشانههايي از هفتسين عيد مربوط ميشود.
دختری که تنها از شهرستان به تهران آمده تا اقوامش را پیدا کند، موفق به این کار نمی شود و در پارک سرگردان می ماند. دو پسر جوان مزاحم او می شوند و...
سریال "ما چند نفر" ماجرای چند جوان را روایت میکند که با همدیگر یک شرکت نقشهکشی و طراحی را اداره میکنند. در این بین با خیانت یکی از دوستان شرکت منحل میشود و مهندس اصلی شرکت با باطل شدن مدرک مهندسیاش چارهای نمیبیند جزء اینکه از کشور خارج شود که …
مسعود (مهران غفوریان) به همراه همسرش سمیرا (مونا بیگی) و خواهرش گلرخ (مرجانه گلچین)، که علیرغم سن بالایش مجرد است، در خانهای اجارهای زندگی میکند. مشکلات مالی مسعود که ناشی از یک ماجرای کلاهبرداری است، برایش به جا مانده و او را در مخمصهای میاندازد که فرار از آن ۱۵ قسمت مجموعهٔ تلویزیونیِ راه دررو را دربرمیگیرد….
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود
«بچههای مسجد» داستان آدمهایی است از سال ۱۳۵۷ که آزادیخواهی و مبارزه با ظلم را از مسجد محلهشان آموختهاند، مسجد برای آنها نه فقط یک مکان مذهبی که پایگاهی است بای فعالیتهای انقلابی.