وقتی خروس خواند 1399
فیلم روایتگر زندگی سه خانواده در تهران ۱۳۷۰ میباشد که مضمونی اجتماعی و معناگرا و دفاع مقدس دارد.....
فیلم روایتگر زندگی سه خانواده در تهران ۱۳۷۰ میباشد که مضمونی اجتماعی و معناگرا و دفاع مقدس دارد.....
داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، میگذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس میروند. این زائران در یک عکاسخانه عکس میگیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه میکنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش میآید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل میشود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره میشود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره میشود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا میآیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشنها رخ میدهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]
دختر بچه ای به دلیل مشغله كاری پدرش كه مامور قطار است به روستای پدری اش میرود تا مدتی را نزد مادر بزرگش بماند ، در روستا مدرسه متروكه ای وجود دارد كه دختر بچه با كمك معلم و دیگر بچه های روستا تصمیم به آبادانی مدرسه می گیرند. مادر بزرگ هم از تصمیم آنها خوشحال است و به آنها كمك می كند . سرانجام با زحمت فراوان مدرسه بازگشایی می شود . حال چندین سال گذشته است ، دختربچه قصه به همراه دیگر بچه های روستاكه همگی بزرگ شده اند به اتفاق معلم مدرسه كه اكنون كمی پا به سن گذاشته در مراسم افتتاحیه مدرسه نوسازی روستا كه با كمك آنها شكل گرفته شركت كرده اند . روز اول مهر ماه است و زنگ آغاز مدرسه زده می شود در حالی که ...
بیگناهان، ماجرای دزدی سه دوست در گذشته و جریان خیانتهای آنها به یکدیگر و اتفاقاتی است که در زمان حال گریبانگیر فرزندان آنها هم شدهاست. این سه دوست براساس انگیزهای که چندان هم به آن پرداخته نمیشود دست به دزدی زده و جریان این دزدی و تقسیم اموال به کشتهشدن و فرار و زندانیشدن دو نفر از آنان ختم شدهاست.
داستان فيلم مربوط به يك زوج است كه در دوران نامزدي به رستوراني در خارج از شهر مي روند كه در حضور خود در اين رستوران بر سر موضوعي مشاجره كرده و خانم به حالت قهر از رستوران خارج شده و به سمت تهران مي رود و در حين راه با مواجهه به ايست پليس و بازرسي صندوق عقب ماشين و پيدا شدن جسدي در آن از دست پليس فرار كرده و ماجراهايي رقم مي خورد.
پسری به نام حامد که در خانوادهٔ مذهبی حاج علی تهرانی (که وضع مالی خوبی دارند) زندگی میکند. او همدانشگاهیای به نام لیلا دارد که دختری ثروتمند و غیرمذهبی است. طی یک حادثه لیلا میخواهد آبروی حامد را به کمک دوستانش و نامزدش (پسر عمویش) ببرد ولی سرانجام لیلا و حامد درگیر یک رابطهٔ عاشقانه میشوند و با هم ازدواج میکنند. این ازدواج موجب تغییرات بسیاری در شخصیت و شیوهٔ زندگی لیلا میشود. لیلا باردار میشود ولی حامد، پدر و مادرش طی یک تصادف فوت میکنند و ... .
جوانی ناشناس در حال عکس برداری در یکی از ایستگاههای مرکزی مترو است. وحید مشتاق مسئول اتاق کنترل مترو، تصویر این جوان را از دوربینهای امنیتی می بیند و به او مشکوک میشود. نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری جوان ناشناس اعزام میشوند ولی او را نمییابند تا اینکه... .
در این فیلم قصه پدری روایت می شود که یکی از 5 فرزندش دارای اعتیاد است و وی با دیگر فرزندانش شرط می کند در صورتی که هر یک بتواند برادر خود را از چنگال اعتیاد نجات دهد، ملک با ارزشی را در همدان به او واگذار کند . در این میان روش های نادرست اعضاء خانواده در این خصوص موقعیت های طنزی را به وجود می آورد تا اینکه پسر خانواده با دختری آشنا می شود که مسیر زندگی او را تغییر میدهد.