برچسب مونیا جمالپور

ترور خاموش 1398

موضوع این سریال امنیت نرم است و بر مبنای واقعیت و یکی از پرونده‌های حساس در چند سال اخیر نوشته شده‌است؛ پرونده‌ای که تا اکنون رسانه‌ای هم نشده و مردم در قالبی دراماتیک برای اولین بار از آن مطلع می‌شوند. از دیگر سرفصل های «ترور خاموش» که با هدف کاهش آسیب‌های اجتماعی تولید شده، معضلات و ناهنجاری‌هایی است که از جمله آن می‌توان به طلاق، مواد مخدر و حاشیه نشینی اشاره کرد.

گیسو 1399

رضا (حسین یاری) در مخمصه‌ای افتاده که برای بیرون آمدن از آن به کمک سهیل (محمدرضا گلزار) و پیمان (هومن سیدی) نیاز دارد. اما نقشه آن‌ها آن‌طور که نباید پیش می‌رود و اتفاقاتی رخ می‌دهد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج می‌کند و …

آتش پنهان 1369

ژاكوب، يهودي لبناني الاصل، در يك ميهماني، به همراه تعدادي از نزديكانش به دست گروهي كه به لباس رزمندگان فلسطيني درآمده اند كشته مي شود. خواهر و دختر ژاكوب، سارا، از اين حمله جان سالم به درمي برند. رزمندگان فلسطيني كه درمي يابند هدف اسرائيلي ها از اين ماجرا برانگيختن افكار عمومي عليه مبارزه ي آنها است مسببان اصلي واقعه را افشا مي كنند. سارا پس از شركت در يك عمليات ناموفق تروريستي عليه ابوخليل و فرزندش ابوعلي درمي يابد كه نامزد اسرائيلي اش طراح و مجري توطئه قتل پدرش بوده است. نظاميان اسرائيلي براي مقابله دست به اقدام تلافي جويانه مي زنند و گروهي از رهبران فلسطيني، از جمله ابوخليل، را دستگير مي كنند. به دنبال اين ماجرا دو رزمنده ي فلسطيني در يك عمليات انتحاري ستاد فرماندهي نيروهاي اسرائيلي را منهدم مي كنند.

قرنطینه 1386

جوانی به نام سهیل با تکیه به ثروت پدرش، فقط به خوش گذرانی مشغول است. او شبی در بازگشت از یک مهمانی تصادف می کند و مجروح می شود. مقصر از صحنه می گریزد و دختری به نام سمیه او را به بیمارستان می رساند. سهیل چشم که باز می کند و سمیه را می بیند، به او دل می بازد و با معرفی کردنش به عنوان مقصر تصادف باعث می شود پلیس او را نگه دارد تا بیش تر با سمیه آشنا شود. سمیه ابتدا در برابر اظهار علاقه سهیل مقاومت می کند اما سهیل سرانجام دل او را به دست می آورد و از سمیه تقاضای ازدواج می کند. داریوش پدر سهیل به شدت مخالف این ازدواج است و اعتقاد دارد سمیه و خانواده اش طمع به پول او دارند. با این حال سهیل به قیمت طرد شدن از خانواده و محروم شدن از ثروت پدر، قصد ازدواج با سمیه را دارد. در آزمایش های پیش از ازدواج، معلوم می شود که سمیه سرطان خون دارد و حتی با وجود شیمی‌درمانی حداکثر شش ماه زنده خواهد ماند. سهیل که فکر می کند در خارج از کشور ممکن است شانسی برای درمان سمیه باشد، برای کمک گرفتن از پدرش به سراغ او می رود، ولی پدر حاضر به این کار نمی شود. سهیل به گاوصندوق پدرش دستبرد می زند و داریوش او را به زندان می اندازد و به برادر سمیه می گوید سهیل به خارج از کشور رفته تا آنها از او قطع امید کنند. سمیه که در بخش قرنطینه بیمارستان بستری شده، در انتظار کمک سهیل است که از برادرش می شنود او به خارج رفته. مادر سمیه برای معالجه دخترش یکی از کلیه هایش را می فروشد و به دروغ وانمود می کند که عمل آپاندیسیت کرده است. در حالی که سمیه به مرگ نزدیک می شود، نامادری سهیل با گرو گذاشتن سندی او را آزاد می کند. سهیل به سراغ سمیه می رود و با رفع سوءتفاهم، جشن کوچک عروسی شان را در بیمارستان برگزار می کنند. نامادری سهیل در جشن عروسی شرکت می کند ولی با وجود تماس با پدر سهیل، او حاضر به شرکت در مراسم نمی شود. در حالی که پزشکان سمیه را جواب کرده اند و امیدی به زنده ماندن او نمی رود، مراسم ازدواج برگزار می شود و پایان مراسم مصادف است با مرگ مرد جوانی از ساکنان آسایشگاه که عاشق دختری بیمار در همان جا بوده و قصد ازدواج با او را داشته است.

چشم 1389

بردیا و ژوان به دلیل بچه دار نشدن در زندگیشان مشکلات زیادی دارند. به همین دلیل بردیا وارد بازی تازه‎ای با ژوان می‎شود. بازی که در انتها مشخص می‎شود همه زیر نظر خود بردیا بوده است. بردیا با مهتاب (افسانه پاکرو) دختری که در پیتزا فروشی کار می‎کند آشنا می‎شود. دختر برای تست بازیگری به دفتر بردیا رفته و وسیله بازی بردیا با همسرش می‎شود. او نقشی را بازی می‎کند که نه برای فیلم بلکه برای زندگی بردیا و ژوان نوشته شده است. بردیا، ژوان را در حالی قرار می‎دهد که تصور کند پای مهتاب در میان زندگیشان باز شده است. درست در لحظه‎ای که بردیا می‎خواهد بازی را برای ژوان رو کند ژوان نزد مهتاب رفته و در پی مشاجره او، خود و جنین را راهی دیار باقی می‎کند.

چ 1392

همزمان با بحران شهر پاوه در مرداد ماه 1358،دکتر مصطفي چمران به عنوان معاون دولت موقت در امور انقلاب به همراه سرتيپ فلاحي فرمانده وقت نيروي زميني ارتش وارد شهر پاوه مي شوند تا به اوضاع و امور سرکشي نمايند.در اين ميان گروه اصغر وصالي به عنوان فرمانده نيروهاي مردمي تنها مدافعين شهر پاوه محسوب مي شوند. "چ" روايت 48ساعت از زندگي دکتر مصطفي چمران در قائله محاصره شهر پاوه توسط نيروهاي ضدانقلاب است.