تداوم روز نو و شادمانه کشتوکار
نوروز جشن طبیعت است؛ آیینی است که با فرهنگ کار و کوشیدن پیوندی نزدیک و دلنشین دارد.
نوروز جشن طبیعت است؛ آیینی است که با فرهنگ کار و کوشیدن پیوندی نزدیک و دلنشین دارد.
اصفهان شهر پلهاست؛ پلهایی که به درازنای تاریخ و در پس قرنها ماندگار ماندهاند و خویشتن را به ما رساندهاند تا دیدارشان و گذر بر پهنای آنها به یادمان آورد که بهراستی این دیار چه پُرقدمت است و بهراستی اصفهان شهری دیرپاست و دلربا.
هرچه بگویند آدمها در جامعه کنونی ما آمدوشد و بروبیایی ندارند، دیدارها و دورهمیهای خانوادگی و دوستانه کمرنگ شده و تفریحات غیروابسته به تکنولوژی رنگباخته است، نمیشود انکار کرد که هنوز در فرهنگ ایران شکوهمندمان آیینهایی چون نوروز دلگشا و رنگین و گرانبها میدرخشند.
نوروز بزمی ماندگار است که نامش با واژگان خنده و گشایش و خرمی سرشته است؛ اما نه همیشه. گاهی رنگ غصه به خود میگیرد و بغضی فروخورده میشود.
زبان شکرین و قندبار فارسی سرشار از داستانهای اسطورهای، عامیانه و کوچهبازاری است که سالیان دراز در قلب و خاطر ریشسفیدان و گیسوسفیدان ایرانزمین جا خوش کردند و پناه جستند تا سرانجام روزی و روزگاری به روی کاغذ بیایند و این بار بهجای داستانی شنیدنی و گوارا، در قالب کتابی خواندنی و شیرین به دست نسلهای بعد برسند.
سید محمد نظامالدین از چهرههای فرهنگی اصفهان زیباست که آگاهی تام و تمامی از تاریخ کتاب و صنعت چاپ و نشر در این کهندیار دارد؛ تاریخی که خودش یکی از نقشآفرینان کارآزموده و شفیق آن بوده است.
میتوانم بگویم همه شهرها و دیههای کشور را دیدم. همه آثار قدیمی و منابع طبیعی و زیباییهای هنری و معماری و تاریخی کشور را با دقت بازدید کردم
دیار کاشان یکی از هزاران قطعه پرشگفت، رازناک و دلربای جورچین ایرانزمین است که کمتر کسی در دنیا نام و نشانی از آن نشنیده است. جدا از تاریخ و نامداران پرشمارش، طبیعت آن نیز جایگاهی درخور دارد.