آیدنتی بای (کوتاه) 1400
امیر پدری جوان است که بین حفظ خانواده سه نفره خود و برآورده شدن آرزوی دختر نوجوانش، بر سر دو راهی پیچیدهای قرار میگیرد…
حمزه و عباس تصمیم میگیرند در روز جشن ازدواج پسر کیانوش به باغ او دستبرد بزنند. این ماجرا با سقوط یک هواپیمای بمبافکن عراقی در نزدیکی باغ همزمان میشود. سقوط هواپیما و ورود خلبان آن به باغ کیانوش ماجراهایی را رقم میزند.
آقای بزرگزاده (با هنرمندی زنده یاد سیروس گرجستانی) تاجر متمولی است که شب عید به هر بهانهای با همسرش (الیزابت امینی) به مسافرت نمیرود تا با هر کسی میخواهد عید را بگذراند غافل از اینکه ورود پسری به نام صالح (حسام نوابصفوی) و قرارش با منشی بزرگزاده همه چیز را بهم میریزد و منجر به آبروریزی میشود…
«آهو» حکایت انزوای خودخواسته دختری است که آرزوهایش را بربادرفته میبیند اما هنوز امیدش را از دست نداده....
دو خواهر به نامهای اکرم و آذر به همه میگویند برادرشان بهصورت قاچاق به آلمان رفته و از او خبری ندارند. به مرور این دروغ در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل میشود تا حدی که روزها را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان سپری میکند.
قصهٔ سریال نجلا در سال ۱۳۵۸ میگذرد و دختری به یک پسر عاشق در آن اوضاع آشفته و نا امنیها وعدهای میدهد که طی آن اگر پسر بتواند او را از مرز ایران و عراق رد کند و به زیارت اربعین برسد، در قبال عشقش به او پاسخ مثبت میدهد، اما همهٔ اینها در طول مسیر دستخوش اتفاقهایی میشود.