برچسب موسیقی

طنین شبانه آواهای کلیسایی

محله جلفای اصفهان از حدود ۴۰۰ سال قبل تا کنون محور تحولات فرهنگی گوناگونی بوده که بخش‌هایی از آن در قالب موزه، پذیرای گردشگرانی است که به قصد آگاهی از این تحولات فرهنگی به اصفهان سفر می‌کنند. به‌منظور رونق و توسعه اقتصادی و حفظ فرهنگ و نگهداری آثار و ابنیه تاریخی محله جلفا، شورای خلیفه‌گری ارامنه جنوب ایران بر آن شده است در یکی از خانه‌های قدیمی جلفا متعلق به سده ۱۹ میلادی، مرکزی با محوریت هنر موسیقی ارامنه احداث کند. «گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو» در حالی در ابتدای بهار امسال افتتاح شده که یکی از بخش‌های مهم این گنجینه یعنی اجرای زنده گروه‌های کر به دلیل شیوع کرونا تحقق نیافته است. «زویا خاچاطور» فعال فرهنگی و رئیس کارگروه پروژه تأسیس گنجینه موسیقی ارمنیان جلفای نو در گفتگو با «اصفهان زیبا آنلاین» از اهداف و رویکردهای این گنجینه موسیقی می‌گوید.

در رثای مهدی رستمانه، نوازنده نوآور اصفهان

استاد مهدی رستمانه از اولین هنرجویان هنرستان موسیقی اصفهان بود که از همان دوران نوجوانی نواختن کمانچه را آغاز کرد و در تار و سه‌تار نیز به چنان مهارتی رسید که کمتر کسی بسان او می‌توان یافت، هرچند نبوغ او در موسیقی به آن حد بود که دف و تنبک را نیز به زیبایی می‌نواخت. آهنگسازی که در دوران حیات کمتر به او پرداخته شد در سه سال آخر عمر با بیماری سرطان دست‌به‌گریبان بود و روح حساس و پرشور و هنرمندانه‌اش بیماری را تاب نیاورد. آخرین یادگار استاد مهدی رستمانه برای جامعه موسیقی، اجرای استادانه کمانچه در کنسرت سوته‌دلان به یاد استادش سیروس ساغری بود…

عالی‌جناب عود و آواز

عبدالوهاب شهیدی، موسیقی‌دان، خواننده، آهنگساز و نوازنده صاحب‌سبک عود، اول مهرماه 1301 در میمه اصفهان متولد شد و اوایل سال 1320 فعالیت هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد استاد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد. او با اجرای بیش از 230 برنامه، از فعال‌ترین هنرمندان برنامه گل‌ها بود . از معروف‌ترین آثارش می‌توان به بازخوانی تصنیف لری «آن نگاه گرم تو» در دستگاه ماهور با شعری از هما میر افشار اشاره کرد. استاد شهیدی روز دوشنبه (بیستم اردیبهشت1400) به دلیل عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت. محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، در جشن یازدهم خانه موسیقی درباره عبدالوهاب شهیدی گفته بود: «او بزرگ‌مرد هنر آواز ایران است و سالیان درازی است که دستش را بوسیده‌ام و در حضور او کرنش کرده‌ام و هیچ‌گاه به خود اجازه نداده‌ام که در حضور او عرض هنر کنم و از این بابت که من آمده‌ام جایزه او را تقدیم کنم متأسفم، استاد مرا ببخش. من در اندازه‌ای نیستم که جایزه شما را بدهم.»