برچسب موج نو
تصویر دیده نشده از پوستر تبلیغاتی فیلم آقای هالو در 55 سال قبل | عکس
عصبانیت کیهان از نامگذاری دو خیابان تهران به نام دو هنرمند ایرانی
با رأی اعضای شورای شهر تهران بناست یک معبر در تهران به نام «پرویز تناولی» و یک معبر دیگر در تهران نیز به نام «سهراب شهید ثالث» نامگذاری شود.
موج نو: سینمای ایران ١٣٤٨ تا بعد
خوانشی از نخستین فیلم ناصر تقوایی/ در ستایش سکوت و انزوا
اصطلاح موج نو نخستینبار در ادبیات انتقادی اوایل دهه ۱۳۵۰ در ایران بهکار رفت و برای توصیف مجموعهای از فیلمهای متفاوت و بحثبرانگیز ایرانی که در دهههای ۴۰ و ۵۰ توسط گروهی از فیلمسازان جوان و روشنفکر ساخته شده بودند، استفاده شد. فیلمسازانی همچون فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، امیر نادری، ناصر تقوایی، سهراب شهید ثالث، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و بهمن فرمانآرا از چهرههای شاخص این جریان بودند.
بوف کور و اقتباس/ دو سند سینمایی
پیش از انقلاب اسلامی اقتباس ادبی نقش مهمی در سینمای ما ایفا میکرد. میتوان گفت مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران آثار اقتباسی بودهاند. در سینما شب قوزی، سیاوش در تخت جمشید، آرامش در حضور دیگران، گاو، شوهر آهوخانم، تنگسیر، داش آکل، ملکوت و …. در سریالهای تلویزیونی: دایی جان ناپلئون، آتش بدون دود (نادر ابراهیمی)، افسانههای کهن ایران (مروا نبیلی)، امیر ارسلان (پرویز صیاد)، تخت ابونصر (مرتضی علوی) در انیمیشن: نارنج و ترنج، ملک خورشید، امیرحمزه دلدار و گور دلگیر و ….
فردین و آرزوی بازی کردن در فیلمهای پیشروی سینما + ویدئو
فردین: سینمایی که دوست داشتم با سینمای فردین فرق میکرد، سینمای فردین مختص مردمی بود که فردین را دوست داشتند. روشنفکران جامعه مخالف این سینما بودند و مخالفتشان هم از نظر من قابل قبول بود. باید به این سینما ایراد میگرفتند و راهنمایی میکردند. این وظیفه مردم نبود، وظیفه مسئولان بود. من بازیگری بودم که معروف شده بودم به “سینمای فردین”. بنابراین باید احساس مسئولیت میکردم و به تدریج با صمیمیت، امثال کیمیایی و مهرجویی را به طرف خودمان جلب میکردیم، ولی اشتباه آنها این بود که فردین را به بازی نگرفتند، شاید اگر به بازی میگرفتند سریع تر به خواستههای خودشان میرسیدند. من میگفتم نه آنقدر سلیقه مردم را به بازی بگیریم که پنجاه تا مثل گنج قارون بسازیم و نه اینکه مردم را به کل کنار بگذاریم و فیلمی باب طبع ده دوازده داور جشنواره تهیه کنیم. فیلمهای فستیوالی فقط به درد فستیوالها میخورد و هیچ کجای دنیا فروش نمیکند. کارگردان این فیلمها به جای اینکه مردم را در نظر بگیرد، هیئت ژوری را در نظر میگیرد. ما باید اول خودمان را از نظر کمیت و کیفیت به سطح سینمای جهان میرساندیم و بعد ده تا فیلم مثل شب قوزی، گاو یا شوهر آهو خانم در سال میساختیم. هم آن را می داشتیم و هم این را. ولی وقتی تولید سالانهمان ده فیلم است، چند تا شب قوزی یا گاو بسازیم؟ با این کار سینما ورشکست می شود و از بین میرود.
تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
فیلم «موج نو» بازتاب رؤیا و شور در قاب سیاهوسفید از ریچارد لینکلیتر تجربهای سینمایی است که نه تنها روایت پشت صحنه ساخت یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما را بازسازی میکند، بلکه با زبانی مدرن و هنرمندانه تلاش دارد روح یک انقلاب سینمایی را به تماشاگر امروز منتقل کند. این فیلم، در ظاهر درباره ساخت فیلمی در دهه شصت میلادی است، اما در عمق همان سوالهای بزرگ، جهانی را دنبال میکند که نسل موج نو، در آغاز راه، خود را با آن مواجه میدید.
