هتل 1377
داستان در هتل دو ستاره مروارید اتفاق میافتد و ماجراهای کارکنان آن با یکدیگر و مشتریان هتل را به تصویر میکشد. هر قسمت مجموعه تعدادی بازیگر مهمان دارد که نقش مهمانان هتل را بازی میکنند و دچار ماجراهایی در شهر تهران میشوند.
داستان در هتل دو ستاره مروارید اتفاق میافتد و ماجراهای کارکنان آن با یکدیگر و مشتریان هتل را به تصویر میکشد. هر قسمت مجموعه تعدادی بازیگر مهمان دارد که نقش مهمانان هتل را بازی میکنند و دچار ماجراهایی در شهر تهران میشوند.
ساعت شنی دربارهٔ خانم دکتری (با بازی رؤیا نونهالی) است که متخصص زنان و زایمان است، اما خود بچهدار نمیشود. او تصمیم میگیرد یک رحم واسط (اجارهای) پیدا کند و از طریق آن رحم بچهدار شود. بعد از این که زنی (با بازی مهراوه شریفینیا)حاضر به همکاری شده و حامل قرار میگیرد، عاشق بچه میشود، عدم هماهنگی اخلاقی لازم، باعث تضاد و نهایتاً فرار فرد از خانه دکتر میشود. سرانجام این زن که جا و مکانی ندارد، مجبور به خیابان خوابی میشود و از افراد متفاوت جامعه با اخلاق، رفتار و منشهای متفاوت فکری، گذر میکند.
«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس میرود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ میآورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا میشود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شدهاست. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج میکند و موفق میشود سمت منشی گری «حسن تقیزاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقیزاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامهای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه میکند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را میکند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب میشود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازههایی جدید میکند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر میشود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاقهای تازهای در شهر سامان رخ میدهد.وبلانژ را طلاق میدهد
جوانی به نام «حسین حسینیپور» (با بازی حسین ابراهیمی) به ورزش کشتی علاقهمند است. پدر او (با بازی محمدعلی کشاورز) نیز خود در سالهای گذشته پهلوان و کشتیگیر بوده است؛ اما بدلیل آنکه در این راه، ناجوانمردیهای بسیاری دیده است، قسم خورده است هرگز اجازه ندهد پسرش به این ورزش روی آورَد....
با برخورد ماشین یکی از اهالی ساختمان ۸۵ با دیوار پارکینگ، بقایای مربوط به یک جنازه لابهلای دیوار یافت میشود. از آنجا که تعداد قابل توجهی از ساکنین ساختمان، به کار خلاف مشغولند؛ با باز شدن پای پلیس برای حل پرونده قتل، آنها نیز درگیر ماجراهایی میشوند...
داستان این سریال در سال ۱۳۱۹ میگذرد و دربارهٔ زندگی دختری به نام مهربانو است که در فرانسه درس خوانده و پس از بازگشت به ایران به دلیل ناآشنایی از وضعیت کشور و آداب رسوم آن دچار بحران شدیدی میشود. همچنین قرار است به موضوعاتی تاریخی مثل کشف حجاب و کشت و تولید تریاک در این سریال پرداخته شود.
شخصیت اصلی قصه، مهربانو است که هلیا امامی آن را بازی میکند و ماجرای اصلی دربارهٔ عشقی است که بین او و خسرو با بازی حسین یاری و همچنین مهراد با بازی رضا یزدانی وجود دارد.
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو میکند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمانی که اسیر میشود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا میکند و به همراه او فرار میکند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید میشود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج میکند.
یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...