شکلات تلخ (کوتاه) 1403
در روستایی دورافتاده، ساکنان همگی درگیر یک خواب عمیق و مرموز هستند. هیچکس دلیل این خواب همگانی را نمیداند، و تنها صدای باد، سرفهها و خمیازههاست که در فضا پیچیده. در این میان، مردی تنها که هنوز بیدار است، در سکوت و انزوا، به مراقبت از خوابرفتگان مشغول است. او در جستجوی معنایی برای این وضعیت، با واقعیت، خاطره و رویا درهم میآمیزد.