برچسب مهین شهابی

کاراگاه رشید 1384

رشيد به خاطر علاقه زيادش به ماجراهاي پليسي ، کارهاي عجيب و غريبي از او سر مي زند تا آنجا که همسرش با داشتن يک فرزند از او جدا مي شود. اکنون بعد از گذشت 7 سال ، همسر سابق رشيد که مشغول کار در قسمت حسابداري يک شرکت است ، از رشيد شکايت کرده و تقاضاي حضانت بچه را مي کند. از طرفي با توجه به اختلاس عده اي خلافکار در شرکت مزبور ، وي به طور موقت از کار برکنار مي شود تا هيات مديره درباره او تصميم نهايي را بگيرد. به همين دليل هيات مديره شرکت از مرکز ، تقاضاي اعزام يک بازرس حسابرسي ويژه کرده است که قرار است بزودي وارد اصفهان شود. افراد خلافکار وقتي متوجه شباهت فيزيکي بيش از حد بازرس و رشيد مي شوند ، تصميم مي گيرند رشيد را به جاي بازرس ويژه به شرکت ببرند و بازرس اصلي را هم در جايي مخفي کنند.

شاه دزد 1359

زن و شوهر سودجویی با گول زدن عده‌ای از رجال رژیم گذشته پولدار می‌شوند، اما هنگامی که قصد فرار و خروج از کشور را دارند، دستگیر می‌شوند.

خانه سبز 1375

داستان این مجموعه در مورد ساکنین یک خانه است که همه با هم فامیل هستند و در کنار یکدیگر ماجراهای گوناگونی را تجربه می‌کنند.

پای پیاده 1384

این مجموعه ملودرامی اجتماعی و دربارهٔ دو نوجوان است که از اصفهان به تهران می‌آیند و با قشرها مختلف و معضلات اجتماعی این شهر آشنا می‌شوند.

آئینه 1364

در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، یکی از مسائل اجتماعی - خانوادگی به تصویر کشیده می‌شد. داستان هر بخش مستقل بود و مضامینی نظیر مادرزن و مادرشوهر، همسایگی، روابط مالک و مستأجر، خرافه‌گرایی، بهانه‌جویی، توقع بی‌جا، دهان‌بینی و بی‌مسئولیتی و غیره، محور اصلی آن‌ها بود. در پایان هر بخش، روشهای ساده و بهتر زیستن، در سکانسی تحتِ عنوانِ «زندگی شیرین می‌شود» ارائه می‌شد.

مزدوران 1363

عوامل ساواك ناموفق در به حرف آوردن عبدالله، زنداني سياسي ـ مذهبي، هاشم را كه يك زنداني شكنجه گر و وابسته با ساواك است، به سلول او مي فرستند و او در نهايت تحت تأثير عبدالله قرار مي گيرد. عبدالله را اعدام مي كنند و هاشم آزاد مي شود و پشيمان از گذشته به شهرش برمي گردد تا به مردم آنجا خدمت كند. بيوك خان بالابيگي، همه كاره شهر، جوانان را به اعتياد كشانده و شيلات را در دستش گرفته است. هاشم خواهرش را تنها و برادرش را معتاد و در دام بيوك خان مي يابد. ابراهيم را در خانه حبس مي كند و بالاخره اعتيادش را ترك مي دهد. بيوك خان با او درگير مي شود و ابراهيم را درمي يابد. ولي او فرار مي كند و به كمك هاشم مي آيد، ايادي بيوك خان را متحول مي كنند و در يك درگيري، هاشم مي گريزد، ابراهيم دستگير مي شود و فيلم پايان مي يابد.

شیلات 1362

اقدام هاي افشاگرانه «خوجه ممد» كه فرزندش را در مبارزه با رؤساي شيلات از دست داده است، منجر به خودكشي رئيس شيلات مي شود. خوجه ممد دزدي هاي رئيس شيلات را به گوش مردم مي رسانده است. رئيس جديد در نخستين اقدام خود سعي مي كند از خوجه ممد زهرچشم بگيرد و وقتي او را همچنان ياغي مي بيند تصميم مي گيرد او را در سردخانه شيلات حبس كند و به قتل برساند. خوجه و نوه اش «دردي» كه تصادفي در سردخانه حبس شده است، نجات مي يابند و كارگران و صيادان را به اعتصاب و شورش وامي دارند. دردي در درگيري با مأموران كشته مي شود و خوجه كه وانمود مي كند پيرمرد مطيعي شده است به سرپرستي سردخانه منصوب مي شود. روزي كه گروهي از مقام هاي عالي رتبه و رئيس شيلات براي بازديد به منطقه آمده اند خوجه ممد آنها را در سردخانه حبس مي كند و خود به همراه كارگران به پايكوبي مي پردازد.