به رنگ باران 1389
عزیزاله طلبه جوانی که بعداز ملبس شدن به لباس روحانیت راهی روستای خود برای انجام پاره ای کارهای شخصی می شود اما در بدو ورود شرایط خاصی برایش اتفاق می افتد که از ان جمله زمین پدری اش است که توسط پسر عمویش حشمت اشغال شده است. عزیزاله به دنبال زمین پدری و گرفتن حق خود از حشمت بدون توجه به شرایط جدید زندگی اش وارد معدن زغال سنگ حشمت شده تا او را بیابد اما در این میان معدن ریزش کرده و طلبه جوان و...
