برچسب مهیار سلیمی

اجباری 1395

کریم عبدی در آخرین روزهای خدمت سربازی درگیر پدر پیر خود می‌شود که به‌شدت به بیماری آلزایمر دچار است و این تقابل برای نگه‌داشتن پدر در شهری که خود غریبه است و تلاش برای انسان بودن و پایبندی به اعتقادات تاآخرین‌نفس حتی در بدترین شرایط هسته اصلی قصه فیلم «اجباری» را تشکیل می‌دهد.

آیرو 1397

پیرمردی که به تنهایی زندگی خود را می‌گذراند، در انتظار حکم قصاص فرزندش است. او با اینکه برای جلب رضایت خانواده مقتول تلاش زیادی کرده، اما پسرش در زندان سکته می‌کند. او برای تحویل جنازه راهی شهر می‌شود و اتفاقات زیادی را پشت سر می‌گذارد.

بوتاکس 1399

دو خواهر به نام‌های اکرم و آذر به همه می‌گویند برادرشان به‌صورت قاچاق به آلمان رفته و از او خبری ندارند. به مرور این دروغ در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل می‌شود تا حدی که روزها را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان سپری می‌کند.

مردن در آب مطهر 1398

حامد و رونا دو افغانی در تلاشند تا افغانستان را ترک کنند و به امید یافتن زندگی بهتر از افغانستان به اروپا مهاجرت کنند. برای اجرای این طرح ، آنها ابتدا با اتوبوس به طور غیرقانونی وارد ایران می شوند. حامد در محل اقامت یک دوست افغان دیگر که قبلاً در تهران است اقامت دارد و آماده انتقال به ترکیه است. اما سرانجام ، آنها دریافتند که برای انتقال از ترکیه به اروپا و شناخته شدن به عنوان پناهنده ، به دلایل قانع کننده ای نیاز دارند. سرانجام ، او سعی می کند از اسلام به کاتولیک تبدیل شود ، اما حتی مشکلات و خطرات بیشتری نیز وجود دارد...

بیست و یک روز بعد 1395

مرتضی سودای فیلمسازی در سر دارد اما متوجه می شود که مادرش مبتلا به سرطان شده و اگر آمپولی که یک میلیون تومان قیمت دارد را تهیه نکند، توان راه رفتن را از دست خواهد داد و..

هایلایت 1396

زن و مردی در تصادفی سهمگین در جاده‌های شمالی کشور، به کما رفته‌اند و همسران آنها (با بازی آزاده زارعی و پژمان بازغی) از ارتباط بین همسرانشان با یکدیگر بی خبرند و نمی‌دانند چرا این دو باهم در یک ماشین بوده‌اند…

جن زیبا 1396

یدالله (فرهاد اصلانی) در یک تیمارستان کار می‌کند و به تازگی بخاطر فوت همسرش تنها شده‌است.در همین حال دلارام (نورگل یشیلچای) که در تیمارستان بستری است برای دیدن فرزندش از یدالله کمک می‌خواهد. یدالله یک سال است زنش را از دست داده و حالا غمگین است. او شب‌ها در خانه بزرگ و قدیمی‌اش تنهاست تا این که اتفاق جدیدی برایش رخ می‌دهد ان زن که مرده است پیر مرد تا جلوی در میاید زنش را جن میبرد

صدای منو می شنوید 1395

صدای منو می شنوید قصه خانواده و در راس آن پدر شهید مفقودالاثری که پس از سی سال انتظار حال دو تکه استخوان و یک کلید را به او تقدیم می‌کنند تا شاید این چند تکه ی پیدا شده نشان از بازگشت پسرش باشد. پدر شهید با بازی پرویز پورحسینی برای شناسایی پسرش بر سر تابوت می‌رود. پدری بر سر تابوت خالی، دو تکه استخوان و یک کلید، چطور می‌تواند پسرش را تشخیص دهد! او یک جمله بر زبان می‌آورد و آن اینکه یحیی همیشه کلید خانه را همراه خود داشته است. کلید را بر می‌دارد و سراغ خانه قدیمی می‌رود که روزی در آن سکونت داشته‌اند، اگر کلید، در آن خانه را باز می‌کرد، یعنی پسرش از سفری طولانی بازگشته است.