برچسب مهسا کرامتی

خط قرمز 1380

چند نوجوان که هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع می‌شوند و با هدف سفر به سوی آرمان‌ها و خواسته‌های خود پا به راهی با مقصد نامعلوم می‌گذارند، سفری با حوادث ناگوار …

قبل از غروب 1387

اين فيلم داستان پسري به نام «مجيد» است. در روزهاي اول جنگ پدر و مادر مجيد در يكي از شهرهاي مرزي ايران، جلوي چشمانش توسط افسر عراقي به نام ماجد ادهم كشته مي‌شوند. سالها بعد مجيد در خط مقدم جبهه اين افسر را بين اسراي عراقي مي‌بيند و تصميم به انتقام مي‌گيرد...

آواز مردمان خوب 1380

جلال و خسرو هر دو زندانیان سیاسی هستند که به‌شدت شکنجه می‌شوند تا به فعالیت‌های سیاسی خود اعتراف کنند. جلال بسیار مقاوم است و در برابر شکنجه‌ها ایستادگی می‌کند. اما خسرو نمی‌تواند مقاومت کند و به ساواکیان قول همکاری می‌دهد! جلال مرید یکی از فعالان سیاسی (مصطفی) است و تصمیم دارد راه او را دنبال کند. ساواکیان که از جلال ناامید شده‌اند تصمیم می‌گیرند او را آزاد کنند تا با زیر نظر گرفتن وی از فعالیت‌های او مطلع شوند. آنها خسرو را نیز به‌همراه جلال آزاد می‌کنند. او مامور می‌شود تا از طریق برقراری رابطه‌ی عمیق دوستی از فعالیت‌های جلال سر درآورد ....

شب آفتابی 1380

لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی می‌زنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه می‌رود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان می‌شود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج می‌کند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را می‌بیند که به او می‌گوید مادرش را پیدا می‌کند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی می‌دهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا می‌کند آشنا می‌شود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا می‌کند و آنها را به پلیس لو می‌دهد و خود دوباره به زندان بازمی‌گردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمی‌گردد.

مرگ تدریجی یک رویا 1386

نویسنده‌ای جوان به نام مارال عظیمی (سامیه لک) با نوشتن یک رمان معروف می‌شود و تأثیر زیادی بر زندگی وی می‌گذارد و با وسوسه‌های خواهرش (ستاره اسکندری) و آریان (ناصر طهماسب) یک منتقد ادبی از همسرش حامد یزدان پناه (دانیال حکیمی) جداشده و به ترکیه می‌رود. داستان با رویدادها و شخصیت‌های جدیدی همراه می‌شود و در نهایت مارال عظیمی دوباره به ایران بازمی‌گردد و مجدداً با حامد ازدواج می‌کند. د

قرارگاه مسکونی 1385

داستان سریال در یک پادگان واقع در یکی از مناطق مرزی می‌گذرد. در آستانه عید نوروز، با مرخصی چند تن از سربازان پادگان موافقت نمی‌شود. آن سربازان با هم نیز رفیق هستند، تصمیم به فرار از پادگان می‌گیرند اما هر بار به در بسته می‌خورند و همین ماجراها منجر به خلق موقعیت‌هایی کمدی می‌شود.