هیپنوتیزم (نمایش) 1400
داستان فیلم قسطنطنیه درباره گروهی از مردم عادی است که با رویای ثروتمند شدن و تغییر سرنوشت خود، تصمیم میگیرند به بهانه واکسیناسیون به ترکیه سفر کنند.
امیر سپهر پسر شهید مفقود الاثری به نام عباس است. امیر سپهر افسر نیروی انتظامی است. او با تبحری که در گفتگو با مجرمان در حال فرار دارد می تواند بدون خونریزی آنها را تسلیم پلیس کند. در طی یک دستگیری به یک مجرم فراری خطرناک به نام انور قولی می دهد تا او خودش را تسلیم پلیس کند. از طرفی شب مهمانی بله برونش در عملیات دستگیری حضور داشت و نتوانست آنجا باشد. این موضوع باعث شد سیمین همسرش که یک سال صیغه اوست، دلخور شود و به پدرش نادر بگوید قصد جدایی دارد. از آن طرف اصرار امیر برای ازدواج و از طرفی پافشاری سیمین برای جدایی است که خبر پیدا شدن اجسادی در منطقه تفحص به گوش می رسد که با آزمایش DNA مشخص می شود پدر امیر، عباس است. سیمین پرستار است، در پی برگشت به خانه متوجه آزار کودکان خیابانی می شود که با تماس به پلیس و امیر متوجه سختی کار پلیس می شود و این موضوع باعث پشیمانی از قضاوت و تصمیمش می گردد.