آویختگی (جیغ بنفش مورچه ها) 1399
فیلم آویختگی، داستان زندگی ترانهسرایی به نام امیر، معتاد به مواد توهمزا و یلدا، بازیگر تئاتر، است.
فیلم آویختگی، داستان زندگی ترانهسرایی به نام امیر، معتاد به مواد توهمزا و یلدا، بازیگر تئاتر، است.
این سریال به موضوع دهه شصت میپردازد که همزمان با جنگ ایران و عراق و حضور جوانان و نوجوانان به جبهه میباشد که در یک محله اتفاقاتی رخ میدهد که داستان جذاب و کمدی پیش میرود.
داستان این فیلم در مورد مرد جوانی است که به دنبال پیرزنهای پولدار است تا عقدشان کند و پس از مرگشان پول و ثروت هنگفتی به جیب بزند.
داستان این فیلم درباره گروی از دوستهای صمیمی است که با یکدیگر به سفری کوتاه میروند و با گم شدن یکی از آنها اتفاقاتی رخ می دهد و رازهایی برملا میشود
یعنی صنم و قنبر به خاطر عقدبستن در روزی که قمر در عقرب بوده، دچار نحسی شدهاند و باید از یکدیگر طلاق بگیرند و در روز سعدی، دوباره عقد کنند. آنها دور از چشم فرزندانشان، طلاق میگیرند اما با فوت محضردار، عقدشان به تعویق میافتد.
خانمها که از سابقه خراب و پیشینه مشکوک همسرانشان مطلع هستند، به آنها شک میکنند و با محرومکردن آنها از کار و زندگی، به تجسس میپردازند. هر کدام از مردها، سعی میکند به نحوی خودش را مبرا بدانند و تقصیرات را به گردن دیگری بیاندازد. کار به آزمایش دیانای میکشد و ناگهان بچه گم میشود.
این فیلم داستان روحانی جوانی است که در شب عقدش متوجه میشود خواهری که سال ها به دلیل اختلاف عقیده از او دور بوده است به جرمی نکرده در زندان است و حالا معلم جوانی که خواهرزاده اوست برای کمک به سراغش آمده است.