برچسب مهسا باقری

دینامیت 1398

دینامیت داستان آپارتمانی را روایت می‌کند که افرادی از قشار مختلف جامعه، چون ساقی و طلبه در آن ساکن هستند. در واقع دو طلبه با بازی پژمان جمشیدی و احمد مهرانفر، ساقی با بازی محسن کیایی و همچنین دو دختر با ایفای نقش نازنین بیاتی و زیبا کرمعلی هم در این ساختمان حضور دارند که با توجه به تضادهای فکریشان موقعیت‌های طنزی را می‌سازند.

ماتادور 1392

یک مقام اروپایی برای شرکت در کنفرانسی دربارهٔ انرژی اتمی به ایران می‌آید. گروهی تروریستی شامل یک زن و دو مرد که در زمینه ایجاد ناامنی و فضای رعب و وحشت در کشورهای در حال توسعه فعال هستند، برای به هم ریختن برنامه‌های این کنفرانس در ایران دست به تعدادی از فعالیت‌های تروریستی خطرناک می‌زنند. نیروهای پلیس برای جلوگیری از خرابکاریهای این تروریستها وارد عمل می‌شوند و...

گاهی به پشت سر نگاه کن 1393

این سریال روایتگر یک مرد کارخانه‌دار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبه‌رو می‌شود. او آدم خودساخته‌ای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانه‌اش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بی‌رویه جنس‌های خارجی روبه‌روست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینه‌اش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.

آسپرین 1394

نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...

شرایط خاص 1398

«شرایط خاص» یک کمدی قصه گوی موقعیت است که بخشی از این موقعیت با جابجایی شخصیت در طول داستان رخ می‌دهد. این مجموعه نگاهی گذرا به دفاع مقدس دارد و مضامین اجتماعی با زبانی طنز در آن طرح می‌شود.

آخر خط 1399

داستان این سریال درباره دو پسر به نام «فرامرز» و «سیامک» است. این دو پسر که باهم نسبت فامیلی دارند برای خانواده‌شان مدام دردسر درست می‌کنند. آنها هنگامی که می‌بینند دوستشان «مازیار» به یکی از شاخ‌های مجازی تبدیل شده‌است و از آن درآمدزایی می‌کند، تصمیم می‌گیرند آنها نیز یک صفحه در فضای‌ مجازی داشته باشند اما آنها به علت تبلیغ یک سایت شرط‌بندی و قمار توسط پلیس‌ دستگیر می‌شوند و به زندان می‌روند. در زندان متوجه می‌شوند می‌توانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا می‌شوند که او نیز می‌خواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آنها را به سوریه فراهم می‌کند ولی این بین اتفاقاتی می‌افتد که مانع رسیدن آنها به تصمیم‌شان می‌شود...